هزينه اقتصادي جنگ عراق
جوزف
استيگليتز
هزينه اقتصادي جنگ عراق: ارزيابي هزينه ها سه
سال بعد از شروع جنگ
سه سال قبل، زماني كه امريكا براي جنگ با عراق آماده مي شد،
بحث چنداني در مورد هزينه هاي احتمالي جنگ نبود. هنگاميكه لاري
ليندسي مشاور اقتصادي رئيس جمهور گفت كه احتمالا هزينه هاي جنگ
به 200 ميليارد دلار خواهد رسيد كاخ سفيد سريعا پاسخ داد كه :
اين رقم يك تخمين است كه به طور ناخالص بيش از اندازه برآورد
شده است. پل ولفوويتز معاون وزير دفاع مدعي شد كه عراق مي
تواند هزينه بازساري كشور خود را تامين نمايد. ظاهرا هم هزينه
مورد نظر را كمتر از حد برآورد كرده بود و هم بار بدهي پيش روي
كشور را. ليندسي با گفتن اين جمله كه " ادامه جنگ به صورت
موفقيت آميز براي اقتصاد خوب خواهد بود، بركنار شد.
بسياري از وجوه جنگ عراق با آنچه قبل از جنگ عراق با آنچه قبل
از جنگ پيش بيني مي شد متفاوت بود: سلاح هاي ويران كننده در
عراق وجود نداشت، پيوند آشكاري ميان القاعده و عراق نبود، خطر
قريب الوقوعي كه گواه جنگ باشد نيز وجود نداشت. آيا اكنون
امريكايي ها به عنوان منجي تلقي مي شوند يا نه، بر اساس شواهد
موجود آنها اكنون به عنوان اشغال گر محسوب مي شوند. ثبات سياسي
در عراق تثبيت نشده است و ظاهرا منافع جنگ به شدت متفاوت از آن
چيزي بوده كه ادعا مي شده است.
اكنون آشكار شده كه ليندسي با تحمين هزينه هاي ناخالص به
ميزاني كمتر از حد واقعي شديدا در اشتباه بوده است-. كنگره
آشكارا حدود 357 ميليارد دلار براي فعاليتهاي نظامي، بازسازي،
هزينه هاي سفارت خانه، بالا بردن امنيت در پايگاههاي امريكايي
و برنامه هاي كمك خارجي در عراق و افغانستان اختصاص داده است.
اما اين همه ي هزينه ها تا پايان نوابر 2005 بوده است كه شامل
251 ميليارد دلار براي فعاليت هاي نظامي در عراق، 82 ميليارد
دلار براي افغانستان و 24 ميليارد دلار براي فعاليت هاي مرتبط
خارجي مانند بازسازي ، امنيت سفارت و امنيت پايگاهها. قطعا در
شرايط فعلي اين هزينه ها از طريق جنگ افزايش يافته است. از
زمان
fy 2003
هزينه متوسط ماهانه فعاليتها از 4/4 ميليارد دلار به 1/7
ميليارد دلار رسيده است_ هزينه فعاليت در عراق از سال گذشته
تاكنون نزديك به 20 درصد افزايش يلفته است( در حاليكه هزينه
افغانستان نسبت به سال گذشته 8 درصد كمتر شده است).
حتي با يك رويكرد محافظه كارانه نسبت به هزينه ها شگفت زده
شديم كه همچنان هزينه ها بسيار زياد مي باشند. ما مي توانيم با
اطمينان نسبتا بالايي بگوييم كه هزينه هاي جنگ متجاوز از يك
تريليون دلار مي باشد.
حتي تهيه نظم ناموزوني از برآورد هزينه ها بسيار دشوار است،
مشكلات استانداردي در تخصيص هزينه ها وجود دارد، هزينه هاي
آينده مرتبط با جنگ عراق در محاسبات هزينه هاي جاري وارد نشده
اند، تفاوت هاي آشكاري ميان هزينه هاي اجتماعي و قيمت هاي
پرداخت شده توسط دولت وجود دارد( و اين تنها به طور سنتي بعدا
در برآورد هزينه ها انعكاس مي بايد) و هزينه هاي كلان اقتصادي
نيز مرتبط با افزايش در فيمت نفت و مخارج جنگ عراق وجود دارد.
براي مثال، بررسي حساب ارزش گذاري شده بيش از دو هزار سرباز
امريكايي كه از زمان شروع جنگ تا به حال كشته شده اند، و بيش
از 6 هزار سربازي كه مجروح شده اند. نظام ممكن است زندگي را
ارزش گذاري نمايد و ديه و بيمه عمر براي بازماندگان را تعيين
نمايد_ كه اكنون از 12240 ديه مرگ دلار به 100000 دلار و بيمه
عمر از 250000 به 500000 هزار دلار افزايش يافته است. اما در
زمينه هاي ديگري مانند امنيت و مقررات محيطي دولت يك زندگي پسر
را حدود 6 ميليون دلار ارزش گذاري كرده است به طوريكه هزينه
سربازان امريكايي كه زندگي خود را از دست داده اند به حدود 12
ميليارد دلار مي رسد.
برآوردهاي استاندارد از هزينه هاي مرگ همچنين هزينه نزديك به
صد نفر از پيمانكاران غير نظامي امريكايي و چهار روزنامه نگار
كه در عراق كشته شده اند و همينطور هزينه سربازان كشورهاي متحد
با امريكا و غيرنظاميان غير امريكايي كه براي شركت هاي
امريكايي كار مي كردند را از قلم انداخته است.
ارتش نظامي هزينه مجروحان جنگي را با هزينه هاي درماني و
پرداخت از كارافتادگي به آنها ارزش گذاري ميكند : و حساب جاري
تنها منعكس كننده پرداختهاي جاري از كار افتادگي بوده و ارزش
تنزيل شده فعلي پرداخت هاي آينده (انتظاري) آنها را ارائه نمي
كند: اما تحليل كاملي از هزينهها هم ارزشهاي فعلي تنزيل شده
پرداخت هاي آينده را در بر ميگيرد و هم تفاوت از كارافتادگي
پرداختشده و آنچه را كه ممكن است افراد بدست بياورند_ حتي اين
روش از هزينه هاي شخصي پرداخت شده براي رهايي از درد و رنج چشم
پوشي مي كند.
هزينه هاي استخدام سربازان جديد به شدت افزايش يافته است. و
حتي بعد از پايان جنگ دليلي براي اعتقاد به اين وجود دارد كه
خسارت گارد ملي و نيروهاي پشتيباني افزايش خواهد يافت. بسياري
از نيروهاي پشتيباني بويژه افراد مسنتر، با وجود حمايت
خانوارها و تثبيت شغليشان، خطر احضار براي جنگ خارجي و همينطور
توانايي دولت براي مجبور كردن آنها كه ماموريت انجام وظيفه خود
و حتي انجام خدمت دومين و سومين ماموريت آنها كمتر از حد
برآورد مي كنند. اكثريت نيروهاي پشتيباني به دليل انجام وظيفه
در عراق زيان شديدي را در دستمزدهايشان متحمل شدهاند. به همين
منوال دستمزدهايي كه به طور رايج توسط ارتش پرداخت شده تقريبا
يك كمتر از حد از دستمزد عادلانه بازار برآورد شدهاند.، يعني
آنچه لازم است تا به پرداخته شود تا آنها انجام وظيفه در عراق
را بر عهده بگيرند. در حقيقت ما از دستمزدهاي پرداخت شده توسط
عملكرد قراردادكنندگان در بازار آزاد براي چنين خدماتي مي
دانيم، آنها چندگانه هستند از آنچه ارتش امريكاي پرداخت كرده
است.
حتي تعيين مخارج جاري مستقيم نيز به يك وظيفه دشوار تبديل مي
شود. حكومت بر اساس هزينه هاي جاري فعاليت ها در عراق رقمي را
تهيه كرده است. ما در اين مقاله علاقهمند به يافتن كل هزينه
اقتصادي يعني ارزش منابع به كار رفته هستيم، روشن نيست كه
حسابداري استاندارد و نمودارهاي بودجه هميشه منعكس كننده آن
باشند. براي مثال، كاهش سريعتر ارزش يا تخريب وسايلي كه قبلا
توسط دولت تصرف شده آشكارا بخشي از هزينه جنگ را تشكيل داده
است. شيوه استاندارد تخصيص هزينهها در پنتاگون بخش عظيمي از
منابع انساني و اقتصادي را به جنگ اختصاص مي دهد، با توجه خاص
به عراق، و از اين رو زمان كمتري جهت رويارويي با مسائل ديگر
در دست بوده است.
البته يك هزينه گذاري درست بر يك هزينه صعودي تمركز خواهد كرد.
براي اندازه گيري هزينه جنگ، براي بازي هاي جنگي هزينه بر مي
شود، هزينه صعودي كمتر از هزينه پول واقعي است. ما در تحليل
خود پسانداز هاي مستقيم مانند هزينه حفظ آرامش در منطقه پرواز
ممنوع را در عراق از هزينه جنگ كم كردهايم.
هزينه هاي بودجه اي براي دولت امريكا
هزينه هاي بودجه اي جنگ منعكس كننده مقياس بزرگي از فعاليت
هايي است كه دولت بر عهده گرفته است. براي نيمه اول 2005 بيش
از 200000 فرد نظامي در عراق و كويت اسقرار يافته اند. تا
امروز بيش از 550000 سرباز نظامي در عراق انجام وظيفه كرده اند
كه تقريبا يك ميليون ماموريت نظامي را در بر مي گيرد.
هزينه هاي جنگ عراق كه تاكنون در بخش درمان كه منحصزا بر نوع
خاصي از هزينه ها تمركز دارد 25 ميليارد دلار به طور نقد كه
دولت براي فعاليتهاي جنگي از زمان تهاجم عراق در مارس 2003
هزينه كرده است. اين يك عنصر مهم از هزينه هاي مالي است اما
تنها يك جزئ از كوه يخ مي باشد.
هزينه
جنگ :
سه سال قبل، زماني كه امريكا براي جنگ با عراق آماده مي شد،
بحث چنداني در مورد هزينه هاي احتمالي جنگ نبود. هنگاميكه لاري
ليندسي مشاور اقتصادي رئيس جمهور گفت كه احتمالا هزينه هاي جنگ
به 200 ميليارد دلار خواهد رسيد كاخ سفيد سريعا پاسخ داد كه :
اين رقم يك تخمين است كه به طور ناخالص بيش از اندازه برآورد
شده است. پل ولفوويتز معاون وزير دفاع مدعي شد كه عراق مي
تواند هزينه بازسازي كشور خود را تامين نمايد. ظاهرا هم هزينه
مورد نظر را كمتر از حد برآورد كرده بود و هم بار بدهي پيش روي
كشور را. ليندسي با گفتن اين جمله كه " ادامه جنگ به صورت
موفقيت آميز براي اقتصاد خوب خواهد بود، بركنار شد.
بسياري از وجوه جنگ عراق با آنچه قبل از جنگ پيش بيني مي شد
متفاوت بود: سلاح هاي ويران كننده در عراق وجود نداشت، پيوند
آشكاري ميان القاعده و عراق نبود، خطر قريب الوقوعي كه گواه
جنگ باشد نيز وجود نداشت. آيا اكنون امريكايي ها به عنوان منجي
تلقي مي شوند يا نه، بر اساس شواهد موجود آنها اكنون به عنوان
اشغال گر محسوب مي شوند. ثبات سياسي در عراق تثبيت نشده است و
ظاهرا منافع جنگ به شدت متفاوت از آن چيزي بوده كه ادعا مي شده
است.
اكنون آشكار شده كه ليندسي با تحمين هزينه هاي ناخالص به
ميزاني كمتر از حد واقعي شديدا در اشتباه بوده است-. كنگره
آشكارا حدود 357 ميليارد دلار براي فعاليتهاي نظامي، بازسازي،
هزينه هاي سفارت خانه، بالا بردن امنيت در پايگاههاي امريكايي
و برنامه هاي كمك خارجي در عراق و افغانستان اختصاص داده است.
اما اين هزينه ها تنها تا پايان نوامبر 2005 بوده است كه شامل
251 ميليارد دلار براي فعاليت هاي نظامي در عراق، 82 ميليارد
دلار براي افغانستان و 24 ميليارد دلار براي فعاليت هاي مرتبط
خارجي مانند بازسازي ، امنيت سفارت و امنيت پايگاهها. قطعا در
شرايط فعلي اين هزينه ها از طريق جنگ افزايش يافته است. از
زمان
fy 2003
هزينه متوسط ماهانه فعاليتها از 4/4 ميليارد دلار به 1/7
ميليارد دلار رسيده است_ هزينه فعاليت در عراق از سال گذشته
تاكنون نزديك به 20 درصد افزايش يافته است( در حاليكه هزينه
افغانستان نسبت به سال گذشته 8 درصد كمتر شده است).
هرچند، هزينه هاي جنگ بسيار كمتر از حد واقعي براي امريكا
برآورد شده است، در اين مقاله سعي مي كنيم كه تا دامنه اي از
برآوردها را براي آنچه تا به حال هزينه كرده اند و احتمالا از
اين به بعد هزينه خواهد شد، انجام دهيم. حتي با يك رويكرد
محافظه كارانه نسبت به هزينه ها شگفت زده شديم كه همچنان هزينه
ها بسيار زياد مي باشند. ما مي توانيم با اطمينان نسبتا بالايي
بگوييم كه هزينه هاي جنگ متجاوز از يك تريليون دلار مي باشد.
حتي تهيه نظم ناموزوني از برآورد هزينه ها بسيار دشوار است،
مشكلات استانداردي در تخصيص هزينه ها وجود دارد، هزينه هاي
آينده مرتبط با جنگ عراق در محاسبات هزينه هاي جاري وارد نشده
اند، تفاوت هاي آشكاري ميان هزينه هاي اجتماعي و قيمت هاي
پرداخت شده توسط دولت وجود دارد( و اين تنها به طور سنتي بعدا
در برآورد هزينه ها انعكاس مي بايد) و هزينه هاي كلان اقتصادي
نيز مرتبط با افزايش در فيمت نفت و مخارج جنگ عراق وجود دارد.
براي مثال، بررسي حساب ارزش گذاري شده بيش از دو هزار سرباز
امريكايي كه از زمان شروع جنگ تا به حال كشته شده اند، و بيش
از 6 هزار سربازي كه مجروح شده اند. نظام ممكن است زندگي را
ارزش گذاري نمايد و ديه و بيمه عمر براي بازماندگان را تعيين
نمايد_ كه اكنون از 12240 ديه مرگ دلار به 100000 دلار و بيمه
عمر از 250000 به 500000 هزار دلار افزايش يافته است. اما در
زمينه هاي ديگري مانند امنيت و مقررات محيطي دولت يك زندگي پسر
را حدود 6 ميليون دلار ارزش گذاري كرده است بدين ترتيب هزينه
سربازان امريكايي كه زندگي خود را از دست داده اند به حدود 12
ميليارد دلار مي رسد.
برآوردهاي استاندارد از هزينه هاي مرگ همچنين هزينه نزديك به
صد نفر از پيمانكاران غير نظامي امريكايي و چهار روزنامه نگار
كه در عراق كشته شده اند و همچنين هزينه سربازان كشورهاي متحد
با امريكا و غيرنظاميان غير امريكايي كه براي شركت هاي
امريكايي كار مي كردند را از قلم انداخته است.
وزارت دفاعاعلام کرده است مخارجي که به طور مستقيم به جنگ عراق
تخصيص نيافته بيش از 5 درصد رشد کرده اند، که بخشي از اين
مخارج براي حمايت از جنگ در عراق افزايش کرده است. شامل هزينه
هاي بالاتر استخدام مجدد سربازان، تقريبا دو برابر تعداد
سربازان، پرداخت جوايز بيش از 40000 دلار براي نام نويسي جديد
و بيش از 150000 دلار براي نام نويسي مجدد سربازان فعلي. هزينه
ديگر دولت بهره اي است که بايد براي پولي که براي تامين مالي
جنگ قرض گرفته است، بپردازد.
گرچه برآورد دقيق اين هزينه ها بسيار دشوار است اما به منظور
يک پيش بيني منطقي از هزينه هاي احتمالي جنگ آرايش نظامي فعلي
و انتظاري سربازان را مورد استفاده قرار مي دهيم. پيش بيني ما
اين است که با فرض اينکه امريکا عقب نشيني نيروهاي خود را در
سال 2006 آغاز نمايد و حضور خود را در پنج سال بعد کاهش دهد،
کل هزينه جنگ عراق در دامنه ي750 ميليارد دلار تا 2/1 تريليون
دلار قرار دارد. ما هزينه بودجه اي را هم با بهره قرض و هم
بدون آن مد نظر قرار داده ايم. ما اين هزينه را براي عوامل
اقتصادي تعديل کرده ايم. تحت هر مجموعه از فروض قابل قبول
هزينه جنگ حتي بدون بررسي هزينه هاي اقتصادکلان بيش از دو
برابر رقم فعلي است که توسط حکومت تهيه شده است.
هزينه بودجه اي بر طبق دو سناريو برآورد شده است که هر دو بر
اساس پيش بيني آرايش نظامي سربازاني است که توسط اداره بودجه
کنگره تهيه گرديده است.در سناريو محافظه کارانه ما فرض مي کند
که همه سربازان تا سال 2010 از عراق خارج مي شوند، و بهره وام
هاي گرفته شده توسط دولت ظرف 5 سال پرداخت شوند. در اين سناريو
هزينه هاي بلند مدت پرداخت از کار افتادگي و مراقبت هاي درماني
را براي يک دوره بيست ساله در نظر گرفته شده است، اما بيشتر
سربازان حاضر در عراق 21-28 ساله هستند و احتمالا بيش از اين
زنده خواهند بود. ما براي محاسبه ارزش فعلي جريانهاي نقدينگي
نرخ تنزيل 4 درصد به کار برده ايم. حتي با اين سناريو محافظه
کارانه هزينه هاي مستقيم دولت احتمالا متجاوز از 700 ميليارد
دلار خواهد بود.
در سراط سناريو دوم يعني سناريو ميانه رو فرض شده است که حضور
امريکا در عراق تا سال 2015 ادامه يابد. اين سناريو همچنين فرض
مي کند که بودجه امريکا تا 20 سال آينده دچار کسري خواهد بود.
در اين حالت هزينه جنگ حدود 2/1 تريليون دلار خواهد بود. هر دو
سناريو هزينه جنگ در افغانستان را در نظر نگرفته اند.
نمودار يک: هزينه جنگ در عراق ميليارد دلار
سناريو: محافظه کارانه سناريو ميانه رو
مخارج تا امروز: 251 251
مخارج فعاليتهاي آينده 200 271
هزينه هاي 40 57
هزينه مجروحان مغزي 14 35
پرداخت هاي از کارافتادگي سربازان 37 122
هزنه هاي تجهيز مجدد 6 8
مخارج دفاعي افزايش يافته 104 139
بهره وام 98 368
کل: 750 1.269
1- مخارج فعاليت هاي جنگي و پشتيباني تا به امروز
مخارج کل تا پايان 30 دسامبر 2005 ،251 ميليارد دلار بوده
است. اين رقم شامل وجوه نقدي که به صورت تخصيص بودجه تکميلي و
ضروري در آپريل 2002، نوامبر 2003، آگوست 2004 ، آپريل 2005 و
و 6 هفته آغازين سال 2006 مي باشد. اين وجه در بردارنده
نقدينگي فعاليت هاي جنگي، آرايش نظامي و تدارکات نيروهاي
نظامي، آرايش نظامي نيورهاي گارد ملي و نيروهاي پشتيباني، غذا
و تدارکات، آموزش نيروهاي عراقي، جنگ افزارها، مهمات، پرداخت
هاي تکميلي جنگ، بازسازي و پرداخت به کشورهايي مانند اردن،
پاکستان و ترکيه مي باشد. اين رقم همچنين شامل پرداخت 500000
دلار پاداش مرگ و بيمه عمر به بازماندگان مردگان در عراق در
اين دوره مي باشد. اما هزينه هايي که وزارت دفاع در ماههاي قبل
از شروع جنگ به منظور برنامه ريزي آن انجام داده است در نظر
گرفته شده است که کنگره اين هزينه را حدود 2.5 ميليارد دلار
برآورد کرده است.
2- تعداد فعلي سربازان حاضر در عراق با استفاده از آمار اعلام
شده توسط پنتاگون 160000 نفر ثابت در نظر گرفته ايم. بر اساس
پيش بيني کنگره تعدا اين سربازان در سال 2006 به 136000 نفر
کاهش مي يابد. در سناريو محافظه کارانه فرض گرديد که تمامي
سربازان تا سال 2010 عراق را ترک کنند. و اين رويکرد قطعا
هزينه ها را کمتر از حد واقعي پيش بيني مي نمايد. در سناريو
ميانه ما فرض کرده ايم که امريکا سربازان خود را تا پايا سال
2015 در عراق نگه مي دارد.
3- تا پايان سال 2005 بيش از 16000 فرد نظامي در عراق مجروح
شده اند و بدليل وجود زره محافظ که از بدن را حفظ مي کند به
طور غير معمول تعداد زيادي از سربازاني مجروح با جراحت هاي مهم
مانند آسيب مغزي، آسيب هاي نخاعي، و قطع عضو زنده مانده
اند.مطابق با آمارهاي پنتاگون و ساير منابع خبري، حدود 20 درصد
مجروحين از ناحيه مغز يا نخاع آسيب ديده اند و 6 درصد هم دچار
قطع عضو شده اند. 21 درصد هم از جراحت هايي شامل کوري، کري و
نواقص بينايي و شنوايي رنج مي برند که از حضور مجدد آنها در
ارتش جلوگيري مي کند. بيش از نيمي از 550000 سرباز امريکايي که
در عراق انجام وظيفه مي کنند دو يا سه ماموريت خدمت وظيفه خود
را انجام داده اند. دولت از ترک خدمت حدود 20000 سرباز نيز
جلوگيري کرده است. و شايد تعجب آور نباشد که حراحان عمومي ارتش
در جولاي 2005 گزارش داده اند که 30 درصد سربازان امريکايي در
سه يا چهارماه اول بازگشت از عراق مسائل سلامت رواني وذهني
دارند. تا امروز بش از يک سوم سربازان بازگشته از عراق از
سيستم
VA
براي بيماري مزمن سلامت استفاده کرده اند.
4- اما گروهي از مجروحين هستند که مخارج مراقبت سلامت آنها
بسيار زياد است يعني افرادي که از جراحت هايي در ناحيه سر
يامغزي رنج مي برند_ تا به امروز 3213 نفر_ که نيازمند هزينه
مراقبت از 600000 دلار تا 5 ميليون دلار مي باشند. در رويکرد
محافظه کارانه ما نقطه مياني تخمين ارزش فعلي 7/2 ميليون دلار
بيش از 20 سال اين افراد زنده بمانند، که سالانه حدودا 135000
دلار هست و حدودا 14 ميليارد دلار خواهد بود. با رويکرد ميانه
ما هزينه بالاتري و طول عمر بالاتري را نيز در نظر گرفته ايم
که هزينه کل حدود 35 ميليارد دلار خواهد بود.
5- هزينه تجهيز مجدد
پنتاگون اعلام کرده است که برنامه هايي براي کاهش سربازان از
160000 نفر به 140000 نفر در سال آينده دارد. اين جابجايي
نيازمند 6 تا 10 ميليارد دلار هزينه خواهد بود.
II-
هزينه هاي جنگ براي اقتصاد امريکا: تعديلات تخمينهاي بودجه اي
روش دوم براي بررسي هزينه هاي جنگ رويکرد اقتصادي است. هزينه
هاي اقتصادي به سه دليل از هزين هاي بودجه اي متفاوت مي باشند:
1- هزينه ها توسط ديگران ايجاد مي شوند و اين آشکارا از هزينه
هاي بودجه اي دولت فدرال حذف مي شود. 2- قيمت هاي پرداخت شده
توسط دولت گوياي ارزش واقعي بازاري نيستند. 3- هزينه هاي
اقتصادي پرداخت هاي بهره را در بر نمي گيرد، اما اثرات بلندمدت
آن بر رشد اقتصادي را در بر مي گيرد. براي مثال در روزهاي خدمت
نظام وظيفه دستمزد تهيه شده سربازان به شدت از هزينه هاي فرصت
آنها کمتر برآورد شده است. هزينه هاي سلامت توسط سربازان ايجاد
ميشوند و هزينه هايي خانواده هايشان ايجاد مي شود مثالي از
هزينه هاي ايجاد شده توسط ديگران است.
در اين قسمت ما توجه خود را بر ظرفيت مولد جوانان امريکايي که
کشته شده اند يا به شدت در جنگ عراق مجروح شده اند و زيان
دستمزدهاي غيرنظامي که توسط کساني بدست مي آيند که براي خدمت
در نيروهاي پشتيباني زنده مانده اند.
برخي اقلام گيج کننده در هزينه هاي بودجه اي وجود دارد، مخارج
قابل ملاحظه سربازاني که به جنگ عراق نپيوسته اند. بهترين روش
براي تفکر در اين مورد بخشياز خسارت معوقه در حاليکه گروه بندي
نادرست است، اين هنوز بخشي از هزينه جنگ است.
در حالت محافظه کارانه تعديلات هزينه بالغ بر 187 ميليارد دلار
به هزينه بودجه اي اضافه مي شود و هزينه در اين رويکرد به 839
دلار مي رسد. در حالت ميانه تعديلات اقتصادي هزينه هارا 305
ميليارد دلار افزايش مي دهند. حتي اگر هزينه بهره وام راهم کم
کنيم هزينه جنگ متجاوز از يک تريليون دلار خواهد بود. البته
اين محاسبات از اين حقيقت چشم پوشي کرده اند که برخي از منابع
به کار رفته در جنگ مي توانستند براي بهبود رشد اقتصادي مورد
استفاده قرار گيرند و دامنه وسيعي از هزينه هاي کلان اقتصادي
نيز وجود دارد.
نمودار دو: تعديلات ارقام بودجه اي براي محاسبه اقتصادي ميليارد دلار
سناريو : محافظه کارانه ميانه روانه
مخارج تا امروز 3 8
هزينه اقتصادي نيروهاي پشتيباني 3 9
هزينه اقتصادي مرگ و مير 23 29
زيان به دليل مجروحان مغزي 34 48
زيان به دليل ساير جراحت هاي جدي 30 64
زيان به دليل ساير جراحت ها 18 26
پرداخت هاي نقص عضو
سربازان
کمتر کاهش ارزش افزايش يافته ارتش 12 28
سخت افزار 89 149
تعديل خالص 187 305
نمودار3- هزينه هاي پيش
بيني شده جنگ عراق بدون هزينه هاي کلان اقتصادي
سناريو هزينه هاي بودجه اي( بدون بهره)، هزينه هاي بودجه اي با
بهره، هزينه ها با تعديلات اقتصادي
رویکرد محافظه کارانه: 652
750 839
رویکرد ميانه رو:
884
1269 1189
III-
اثرات اقتصادکلان جنگ در عراق
همانند هزينه هاي جاري نتايج اقتصادي کلان جنگ در عراق حتي
ممکن است چدندين برابر باشد. به طور کلي سه نتيجه کلان اقتصادي
از جنگ امريکا بر جاي مانده است: 1- افزايش قيمت نفت.2- افزايش
مخارج دفاعي و نظامي.3- افزايش ناامني در سطح جهان به دنبال
شيوه اتخاذ شده به منظور پيگيري جنگ.
امنيت
بمب گذاري در مادريد و لندن تنها احساس ناامني را تشديد کرده
است. يکي از اهداف بيان شده جنگ بالابردن احساس امنيت بود. اما
اين نکته قابل اثبات است که امروز خاورميانه حتي بيش از پيش
ناامن تر شده است. اما بر اساس آنچه ما امروز مي دانيم عراق نه
داراي سلاح هاي کشتار جمعي بوده و نه ظرفيت لازم براي افزايش
سريع آنها را در اختيار داشته است و همينطور بر خلاف بياينات
حکومت امريکا قبل از جنگ عراق ارتباطي نيز با القاعده نيز
نداشته و محيطي هم براي آموزش شورش فراهم نکرده بوده است.
متاسفانه بينظمي حاصل از جنگ زمينه لازم براي چنين آموزشهايي
را فراهم کرده است.
هزينه هاي اين ناامني به طور بالقوه بسيار بزرگ است.
1- افراد ريسک گريز شده اند و بنابراين هزينه مستقيم قابل
ملاحظه اي در نتيجه افزايش خطر بوجود آمده است.
2- در پاسخ به تهديدهاي امنيتي موانع جابجايي آزاد افراد،
کالاها و خدمات افزايش يافته است. حكومت ها از فضيلت هاي تجارت
آزاد و منافع حاصل از كاهش موانع تجاري پشتيباني مي كنند حتي
زمانيكه اين موانع قبلا پايين بوده اند. اما امنيت گسترده مرزي
( شامل امنيت هواپيمايي، گزارش و ثبت نيازهاي بيوتروريسم) كه
در حال افزايش است خود مانعي بر سر ران تجارت است: نه تنها
هزينه هاي مستقيمي مرتبط با اين شيوه حكومت مي باشد بلكه اين
روش اثرات اقتصادي كلان مهمي بر جريان جابجايي نزولي كالاها و
خدمات دارد. گروه خاصي از اين هزينه ها مرتبط به طور معناداري
جريان دانشجويان ورودي به امريكا را بويژه در زمينه هاي
تكنولوژي و علوم پايه كاهش داده است يعني زمينه اي كه اقتصاد
امريكا به شدت وابسته به اين گروه از واردات است.
3- ريسك افزايش يافته براي تجارت مضر است و سرمايه گذاري را
كاهش مي دهد و در بلندمدت طرف عرضه را نيز همچون تقاضا با مشكل
روبرو مي كند.
نفت
امروز قيمت نفت بسيار بالاتر از زمان قبل از شروع جنگ عراق
است. حتي زمانيكه كشور وارد جنگ شد مشخص بود كه ممكن است جنگ
اثراتي بر بازار جهاني نفت داشته باشد. البته در مواردي هم به
نظر مي رسد اين امر خود يكي از دلايل جنگ بوده است. لاري
ليندسي گزارش داده بود كه بهترين روش براي مقابله با نوسانات
قيمت نفت يك جنگ كوتاه و موفقيت آميز با عراق است.
قيمت بالاي نفت منافع و مزايايي را با خود به بار آورده است.
سود شركت هاي نفتي به شدت افزايش يافته است. و اين ها گروهي
هستند كه آشكارا از جنگ عراق منفعت كسب كرده اند. و ما نگران
هزينه هاي اقتصادي هستيم كه به كشور تحميل مي شود.
بازارهاي آتي چشماندازهايي را پيش رو قرار مي دهد. قبل از جنگ
پيش بيني ها از قيمت نفت در دامنه 20 تا 30 دلار بود. اين
بازارها با افزايش تقاضا در چين و ساير كشورها مواجه شدند و از
سوي ديگر تغييراتي در سمت عرضه ايجاد شد كه علت آن جنگ عراق
بود.
ما معتقديم كه بهترين تخمين از هزينه جنگ عراق بر قيمت نفت 25
دلار براي هر بشكه است اما ما در رويكرد محافظه كارانه تنها 20
درصد اين مقدار يعني 5 دلار و در رويكرد ميانه رو تنها 10 درصد
افزايش قيمت را به ازاي هر بشكه نفت در نظر گرفته ايم. هزينه
هاي اين افزايش به ترتيب 125 و 300 ميليارد دلار مي باشد كه با
اين افزايش قيمت فقط امريكايي ها فقير تر مي شوند.
نمودار 4 : اثر بر قيمت هاي
نفت
سال كل واردات نفت كل واردات سالانه (ميليارد
بشكه) كل هزينه واردات نفت (ميليارد دلار)
2000 11459.3
4.19 116.2
2001 11871.3
4.34 95.3
2002 11530.2
4.22 99.8
2003 12264.4
4.49 124.0
2004 13145.1
4.81 172.7
2005 13415.5
4.91
234.7
2006 13952.1
5.11 292.3
2007 14510.2
5.31 344.3
درآمد جهاني و اثرات قيمتي
ارزش درآمد ملي علاوه بر قيمت نفت تحت تاثير قيمت كالاهاي
صادراتي و وارداتي كشور مي باشد و اين تاثيرات به طور غير
مستقيم در افزايش قيمت نفت خود را نشان دهد. براي مثال اگر
افزايش در قيمت نفت منجر به كاهش قيمت كالاهاي ديگر شود (به
دليل ركود جهاني) بنابراين وضعيت امريكا بهتر مي شود. كالاهاي
زيادي وجود دارد كه ايالات متحده صادر كننده آنهاست و در بازار
آنها قدرت دارد: در آن مورد شركت ها به دنبال حداكثر سود
هستند. يك شوك نفتي درآمد خريداران كالاهاي صادراتي امريكا را
كاهشمي دهد و به عبارتي منحني تقاضا را به سمت بالا و چپ منتقل
مي كند. اگر بازارها رقبتب بودند ايان اثر ناچيز بود اما در
شرايط اقتصاد مدرن يعني زماني كه
mark-up
ها زياد هستند زيان هاي درآمدي مي تواند بسيار زياد باشد.
نمودار 5: كل هزينه هاي اقتصادي جنگ
عراق ( ميليارد دلار)
سناريو : محافظه
كارانه ميانه رو
هزينه هاي مستقيم: 839 1189
اقتصادكلان: 187
1050
جمع: 1026
2239
فهرست هزينه هاي حذف شده( در اين تحقيق مورد بررسي قرار نگرفته
اند.)
هزينه اي دفاعي و تخريبي
1- هزينه هاي برنامه ريزي جنگ
2- همه هزينه اي كشورهاي ديگر شامل عراق
- هزينه هاي نظامي
- تخريب دارايي
- زيان زندگ
3- كل هزينه هاي افزايش تاامني
- افزايش هزينه هاي جريانات مرزي
- كاهش سرمايه گذاري
4- نتايج زيان اعتباري
5- ارزش ظرفيت كاهش يافته پاسخ به تهديدهاي امنيت ملي سرتاسر
دنيا
ارزش ظرفيت كاهش يافته براي پاسخويي به مشكلات داخلي مانند
نيواورلئان
هزينه هاي اقتصادكلان
1- كل هزينه هاي ناامني افزايش يافته
- هزينه هاي صعودي جريانات مرزي
- سرمايه گذاري كاهش يافته
2- اثرات غير مستقيم تقاضاي كل ( به عنوان نتيجه كاهش درآمدهاي
شركاي تجاري)
3- كل هزينه هاي نوسان قيمت نفت
- شامل سرمايه گذاري
- هزينه هاي ورشكستگي
4- كاهش تقاضا در نتيجه افزايش احساسات ضد امريكايي
5- نتايج تخريب ارزش دارايي ها
- بازارهاي سهام
- خانه سازي
6- سياست هاي پولي انقباضي در نتيجه افزايش تورم
7- بدترشدن وضعيت مالي
- در نتيجه افزايش مخارج دولتي براي نفت
- در نتيجه افزايش مخارج دولتي براي جنگ.
1)
این مقاله در اواخر سال 2005 توسط جوزف استيگليتز و ليندا
بيلمس دو تن از مشهورترین اقتصاددانان آمریکایی در انجمن
اقتصاددانان آمریکا ارائه گردیده و در سال 2006 منتشر شده است
2) مترجم این مقاله آقای محمد رضا فرهادی پور کارشناس ارشد
اقتصاد می باشد.