|
در باره اعدام یک دیکتاتور
گفتاری از رادیو صدای حزب کمونیست ایران
صدام حسين،
ديكتاتور پيشين عراق، روز، شنبه حدود ساعت ٦ بامداد به وقت محلی
در بغداد بدار آویخته شد.
صدام که بود؟
صدام حسين در
۲۸ آوريل سال ۱۹۳۷ در خانوادهى يك كشاورز در عراق متولد شد.
در سن
بيستسالگى وارد حزب بعث عراق شد. در سال ۱۹۵۹ در سوءقصدى عليه
عبدالكريم
قاسم رئیس
جمهور وقت
عراق دست داشت و پس از حكم غيابى اعدام به خارج از كشور گريخت.
پس از سرنگونى
عبدالكريم قاسم در سال ۱۹۶۳، به عراق بازگشت. اما پس از
كودتايى
ديگر در سال ۱۹۶۴ بازداشت شد. صدام پس از تحمل دو سال زندان موفق
به فرار
شد.
صدام حسين در
سال ۱۹۶۸ در كودتايى ديگر شركت كرد و با موفقيت آن در كنار احمد
حسنالبكر
رييسجمهورى عراق به يكى از قدرتمندترين مردان اين كشور تبديل شد.
وى در
سال ۱۹۷۹ رئیس
دولت، دبيركل حزب حاكم بعث، رئیس
"شوراى
فرماندهى
انقلاب"
و
سرفرمانده
ارتش عراق شد.
در سپتامبر
۱۹۸۰ به دستور صدام حسين جنگ با ايران آغاز شد. در جريان اين جنگ
هشت
ساله
و با پافشاری خمینی بر ادامه آن،
صدها هزار انسان از هر دو طرف قربانى شدند.
ارتش عراق در
مارس ۱۹۸۸ شهر
حلبچه را
به دستور صدام حسين بمباران شيميايى كرد. در اين عمليات بيش از
۵۰۰۰ نفر
جان خود را از دست دادند. چند ماه پس از آن ميان ايران و عراق
آتشبس
برقرار شد.
در
همین سال در یک حمله متمرکز و گسترده به کردستان بیش از 180 هزاز
نفر از مردم عادی را در عملیاتی تحت نام "انفال" به اسارت گرفتند و
مدتی کوتاهی پس از آن به دستور مستقیم صدام همگی آنها را در
بیابانهای جنوب عراق قتل عام کردند.
در سال ۱۹۹۰
صدام دستور
حمله به
کویت را صادر کرد و ارتش عراق بدون مقاومت وارد این کشور شد. در
ژانويهى
۱۹۹۱ دولت آمریکا جنگی را تحت عنوان «عمليات توفان صحرا» براى
آزادسازى
كويت آغاز
کرد.
پس از
تارانده شدن و بیرون راندن ارتش عراق از کویت صدام تحت شرایط خفت
باری به صلح با آمریکا تن داد. اما کینه و نفرت ناشی از تحقیرش را
بر سر مردم کرد خالی کرد و نیروهای پراکنده اش را برای حمله به
کردستان که با قیام مردم از کنترل دولت مرکزی خارج شده بود، تجدید
سازمان کرد و فصلی دیگر را بر آدم کشی هایش افزود. طی 13 سال بعد
از آن به قیمت تحمیل رنجها و مصائب بیشمار بر مردم عراق به خفت
بارترین شرایط در مقابل فشارهای آمریکا تن داد تا موقعیت خود را در
قدرت حفظ کند.
در ۱۷ مارس
۲۰۰۳ جرج دبليو بوش رئیس
جمهورى
آمريكا از صدام حسين خواست كه ظرف ۴۸
ساعت به
تبعيد در خارج برود.
صدام
اين خواست را رد كرد و سه روز پس از آن،
هجوم نظامى
تحت رهبرى آمريكا به عراق آغاز گرديد.
در ۹ آوريل
همان سال رژيم صدام در عراق سرنگون شد.
در ١٣ دسامبر
٢٠٠٣ در حاليكه در نزديكی شهر زادگاهش تكريت مخفی شده بود بازداشت
گرديد. او در پنجم نوامبر ٢٠٠٦ به جرم كشتار ١٤٨ نفر در شهرك دوجيل
عراق به اعدام محكوم شد .
روز شنبه 30
دسامبر صدام در حالی اعدام شد که دادگاه تنها در یک مورد از
جنایاتی که مرتکب شده بود، وی را به طور کامل به محاکمه کشید و
آنهم کشتار شهرک دوجیل در سال 1982 بود. جنایات هولناکی از قبیل
ویران ساختن 5000 آبادی و تبدیل بخشهای وسیعی از کردستان به یک
سرزمین سوخته، قتل عام نقشه مند 180 هزار نفر از در یک کشتار
جمعی، بکار بردن سلاح شیمیائی بر علیه مردم شهر حلبجه و کشتار
فجیع 5000 انسان در عرض چند دقیقه و انتقال عوارض آن به چند نسل
بعد، همه اینها با یک برنامه ریزی وقیحانه در طول یک سال جریان
دادگاه از ایتدا در اولویت قرار نگرفت و سپس به حاشیه رانده شد.
نحوه اداره و
پیشبرد دادگاه صدام در ارتباط با جنایت انفال آنقدر ضعیف سازمان
داده شده بود که عملا به تریبونی برای تکرار تبلیغات جنگی دوره جنگ
ارتجاعی 8
ساله ایران و عراق از زبان صدام و همکارانش تبدیل گردید. علیرغم
ابعاد دهشتناک فاجعه می دیدیم
که صدام در بکار گرفتن تریبون دادگاه برای تبلیغ مقاصد خویش در
نزد افکار عمومی مردم عرب موفق تر بود.
صدام حسین
جنایتکاری بود سرنگون شده و مفلوک و در بند که بدون شک مستحق مرگ
بود. اما آنچه که برای آینده سیاسی مردم عراق و همه مردم منطقه
ضروری بود و
مردم عراق بیش
از هر چیز به
آن احتیاج داشتند،
این بود که:
اولا،
عوامفریبهای او که تا آخرین لحظه حیات هم از آنها دست بر نداشت
برای همه در درون و بیرون عراق آشکار شوند
و ثانیا،
همدستان محلی
و بین
المللی وی به
طور کامل
شناسایی شوند.
اما دادگاهی که
از طرف امریکا و دولت فعلی در عراق سازمان داده شد٬ هیچگاه به مردم
امکان این
را نداد که
از همه ابعاد جنایات صدام
و توطئه های پشت آن
مطلع شوند،
این امکان
را نداد تا همدستان بین المللی صدام در طول سالهای حکومتش شناسایی
و افشا و رسوا شوند.
ایراد اساسی
این دادگاه در رفتار ناعادلانه اش با صدام نبود بلکه در سلب حق از
مردمی بود که سالها در زیر یوغ این دیکتاتور بی رحم به زنجیر
کشیده شده بودند. صدام حسین با همدستی سازماندهندگان دادگاهش
اسراری را با خود به گور برد که ممکن است مردم دیگر هرگز مجال
آگاهی یافتن از آنرا نیابند.
محاکمه صدام
به جرم کشتار مردم کردستان هنوز در جریان بود و سازماندهندگان این
دادگاه اجازه ندادند جریان محاکمه وی در موارد دیگر از جمله نسل
کشیها و کشتار جمعی انفال و بمباران شیمیایی حلبجه در کردستان
تکمیل شود.
آنها عوامفریبانه
وانمود می کنند که اعدام وی التیمامی بر زخمهای مردمی بود که صدام
و رژیم او بر پیکر مردم وارد کرده بودند، اما واقعیت این است که با
اعدام صدام آنها در صدد زمینه سازی برای دادن امتیاز به بعثی ها در
ساختمان حکومت آینده عراق هستند.
با اعدام صدام
بسیاری از همکاران و همدستان بین المللی آنها، نفس راحتی کشیدند تا
در گوشه و کنار دنیا کاری را که همواره به آن مشغول بوده اند،
ادامه دهند.
کسی می تواند از
زاویه مخالفت با اجرای حکم اعدام، با اعدام صدام مخالف باشد، اما
واقعیت بسیار فراتر از مردن یا زنده ماندن یک دیکتاتور در زندان
است. واقعیت عبارت است از تداوم روش و منش صدام در ابعاد دیگر و در
زمان و مکان دیگر .
|