|
سرمایه داری مردسالار، فعالین کاگری را شلاق زد
شیوا سبحانی
باردیگر نظام تمامت خواه و ضد انسانی سرمایه داری با به رخ کشیدن
فرهنگ پدر و مردسالارانه ی خویش، وجهه ی دیگری از سرکوب را به
نمایش گذاشت. تغییر در رویه ی چگونگی سرکوب جنبشهای راستین اجتماعی
طی چند دهه ی اخیر در سراسر دنیا، و تلاش برای به انحراف کشیدن
مقاومتها، عمده ترین مسئله ای است که در دستور کار دستگاه سرکوب
سرمایه داری قرار گرفته است. بدون شک به بیراهه کشیدن حرکتهای
راستین طبقه ی کارگر با توسل به حربه های پنهان و استفاده از
سازوکارهای فرهنگی، چه به لحاظ اقتصادی و چه به لحاظ تاثیرات افکار
عمومی جامعه ی جهانی، می تواند کم هزینه تر و آسانتر کانالیزه شده
و به نتیجه ی مطلوب صاحبان سرمایه منجر شود.
سرمایه داری مردسالار می کوشد با ایجاد شائبه در رابطه با مبارزه ی
طبقه ی کارگر و در بطن آن جنبشها و خیزشهای زنان، تا آنجا که در
توان دارد هرگونه فعالیتی را درهم بشکند و در همین راستا با
استفاده از روابطی به نام اخلاقیات بورژوازی، به شکل مزورانه ای
اقدام به وارونه کردن تحرکات فعالین کارگری کرده است. صدور حکم
شلاق و زندان تعلیقی برای فعالین کارگری به نام های سوسن رازانی و
شیوا خیرآبادی، غالب حسینی و عبدالله نمود بارز چنین برخوردهایی
است. طبیعتا شلاق خوردن زنان در فرهنگ پوسیده ی حاکم بر جامعه ی
امروز تداعی کننده ای بزه هایی است که از نظام سرمایه داری حاصل
شده و بار مسئولیت و تاوان آن همواره بر دوش طبقه ی کارگر سنگینی
کرده است. اگر طبقه ی کارگر و زنان آن در طول تاریخ مبارزاتی خویش
به گلوله بسته شدند، دربند شدند، تبعید و تهدید شدند، امروز با
نوعی دیگر از سرکوب روبرو هستند که ضمن به چالش کشیدن هستی نوعی
طبقه ی کارگر، می کوشد با ایجاد هراسهای فرهنگی و جعل هویت، که
برخاسته از همان فرهنگ و همان مناسبات تولیدی است ضمن زیرسوال بردن
ارزشهای مبارزاتی، فرم آن را نیز تغییر دهد. با این همه و در واقع،
چنین سرکوبهایی می تواند منجر به آگاهی طبقه ی کارگر، عیان ساختن
ماهیت قوانین موجود و ضد کارگری شده و متقابلا به پرورداندن عناصر
مبارزاتی در بطن چنین واقعیتهایی بدل شود.
واقعیت عینی اجتماع ما این است: سرمایه داری مردسالار فعالین
کارگری را تنها به خاطر شرکت در مراسم اول ماه مه شلاق زد.
30 بهمن 87
|