|
سرگیجه
سران رژیم در آستانه 22 بهمن
"محمود احمدی نژاد"، رئیس جمهور، در یک مصاحبه
تلویزیونی در 13 بهمن به طور ناگهانی و با سراسیمگی از تسلیم ایران
برای خارج کردن اورانیوم غنی شده
زیر 4 در صد خبر داد. "منوچهر متکی"، وزیر امور خارجه، سه روز پس
از آن یعنی در 16 بهمن در کنفرانس امنیتی مونیخ اعلام کرد که ایران
حاضر است که اورانیوم غنی شده
خود را به خارج بفرستد و همزمان اورانیوم غنی شده
20 درصد تحویل بگیرد. "لاریجانی"، رئیس مجلس، یک روز بعد از آن
یعنی روز هفدهم بهمن، کوشید بافتههای
دو عضو کابینه را رشته کند. او هرگونه توافق با غرب را مخالف نظرات
خامنهای
خواند، اقدامات سران دولتهای غربی را کلاهبرداری سیاسی نامید و بر
آشفتگی بیشتر اوضاع افزود. روز 18 بهمن احمدی نژاد تصمیم بیان شده
در مصاحبه
خود و اظهار نظر متکی را نادیده انگاشت و به رئیس سازمان انرژی
اتمی ایران دستور داد غنی سازی 20 درصدی را آغاز کند. او به این
ترتیب آشفته
بازار
دنیای سیاست ایران را آشفتهتر
کرد.
اینهمه آشفتگی ناشی از چیست؟
عوامل گوناگونی در این مورد دخلیند که عبارت باشند از تهاجم سیاسی
و تبلیغی دولتهای غربی برای گرفتن امتیاز بیشتر از جمهوری اسلامی و
اختلاف بین بیت خامنهای
و سپاه. اما در این میان یک عامل نقش اصلی و کلیدی را دارد و آنهم
صفوف میلیونی مردمی مبارز و انقلابی هستند که از روز 25 خرداد
امسال تاکنون خواب را به چشمان سران و عوامل جمهوری اسلامی، شامل
از قدرت راندهها
و در قدرت ماندهها،
حرام کردهاست.
این مبارزین جسور و پر انرژی که در روزهای قدس، 16 آذر و 6 دی ماه
نشان دادند که به چیزی جز سرنگونی جمهوری اسلامی قانع نیستند، قرار
است در روز 22 بهمن در صفوفی گستردهتر
و با برنامهتر،
با سازماندهی دقیقتر و تاکتیکهای منعطف و پیچیدهتر
به میدان آیند. این امر آشفتگی درونی حاکمان را تشدید کرده است.
آنها تمام امکانات تبلیغی و نمایشی خود را به کار انداختهاند
تا در این روزهای حساس رژیم را نیرومند و قدر قدرت جلوه دهند. آنها
در این روزهای مانده به 22 بهمن نمی خواهند ضعف واقعیشان در میدان
کشمکش با غرب نمود پیدا کند. آنها از این می هراسند که مردم مبارز
در 22 بهمن همچون روزهای قیام سال 57 احساس سربلندی و قدرت کرده،
نیروهای سرکوب را به هیچ بگیرند و با شعارهای ساختار شکنانه به
مقابله با حکومت اسلامی و سرکوبگران آن بپردازند.
در روزهای 20، 21 و 22 بهمن سال 57 مردم انقلابی و در پیشاپیش آنها
نیروهای چپ و کمونیست کلانتریها، مراکز ساواک و پادگانها را مورد
حمله قرار دادند. سران کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان که
با جماعت خمینی توافق کرده بودند تا به کمک ژنرال "هایزر" ارتش و
حکومت ایران را تحویل مذهبیون بدهند از عمل انقلابیون ایرانی بهت
زده شدند. "هایزر" همراه فرماندهانی که با آنها در حال چانهزنی
بود هراس زده به زیر زمین ساختمان ستاد ارتش پناه بردند تا از گزند
انقلابیون در امان باشند. خمینی با دستپاچگی پیام داد که او فرمان
جهاد ندادهاست.
اما انقلابیون بدون اعتنا به این مرتجعین، پادگانها و مراکز ساواک
را تصرف کردند، اسلحهخانهها
را گشودند و با سلاح هائیکه در مشت میفشردند در هم کوبیدن نیروهای
سرکوبگر را به هم تبریک گفتند. در دل این قیام عظیم توافق خائنانه
خمینی با دولتهای سرمایهداری
و امپریالیستی میتوانست دود شده و به هوا فرستاده شود. اما یک ضعف
پایهای
مانع شد تا این امر واقعیت پیدا کرده و از قدرتگیری مذهبیون
جلوگیری به عمل آید. آن ضعف پایهای
چه بود؟ آن ضعف این بود که بدیل کمونیستها و نیروهای چپ تودهای
نشده
و لاجرم میلیونها مبارز به تازگی مسلح شده نتوانستند حکومتی را
سرکار آورند که کنترل شوراهای کارگری بر مراکز کاری را به رسمیت
بشناسد، تلاش آنها برای گسترش وحدت با همدیگر را تقویت کند و به
آنها کمک نماید تا به صورت ارگانهای حاکمیت سیاسی درآیند. در چنین
صورتی کارگران متشکل در شوراها قادر می بودند مردم را یاری دهند تا
ارگانهای حاکمیت تودهای
در سطح همه
ایران را سازمان دهند و متوهمین به خمینی و اطرافیانش را قانع
نمایند که نفع آنها در شرکت در شوراها و حفاظت از آنهاست.
مبارزات تودهای
سالهای 56 – 57 و قیام بهمن با توجه به پایههای
مادی آن برای حذف دیکتاتوری، استقرار آزادیهای بی قید و شرط سیاسی
و تامین رفاه مردم به راه افتاد. شروع این مبارزات را باید در
اعتصاب پیروزمند کارگران پالایشگاه تهران و تصرف و آتش زدن شهرداری
و کلانتری شمیران نو توسط کارگران و سایر ساکنان خارج از محدوده در
سال 1353 پی گرفت. این مبارزات پر از شور و سرشار از جانفشانی که
بیش از 70 هزار جانباخته داشت به این دلیل به
راحتی
به دست یک مشت مرتجع و مقبول سرمایهداری
داخلی و خارجی افتاد که کارگران و تودههای
انقلابی بدیل خود را نداشتند.
این روزها درسهای ارزشمند انقلاب و قیام بهمن 57 باید در جمعها
بازنگری شده و عدم بدیل، به عنوان یک کمبود اساسی، در آن میان
برجسته گردد. میلیونها زن و مرد شجاعی که در 22 بهمن امسال به
خیابانهای شهرهای ایران سرازیر خواهند شد باید این درس اساسی
انقلاب بهمن را به یاد داشته و برای شکلگری بدیل رادیکال و انقلابی
خود بکوشند. 22 بهمن امسال در مسیر مبارزات آزادیخواهانه مردم
ایران میتواند نقش بسیار مهمی داشته باشد. حاکمان با استفاده از
اعدامها، دستگیریهای هزاران نفره، تهدید و تبدیل كردن پایتخت به
صورت یک قلعهنظامی
و توطئههای
دیگر کوشیدهاند
مردم شرکت کننده در آن روز را وادارند تا فقط شعارهای رسمی مراسم
را تکرار کرده و به عنوان حامیان رژیم جلوهگر
شوند. از قدرت راندهشدگان
نیز از هوداران خود خواستهاند
تا شعارهای خود را در قالب قانون اساسی محدود نگهدارند و آنها را
با ادب و آرامش تمام بیان نمایند. اما زنان و مردان انقلابی و
آزادیخواه بر عکس عمل خواهند کرد. آنها خواستههای
اقتصادی و سیاسی کارگران و تودههای
محروم جامعه را فریاد خواهند زد. در این روز شعارهای مرگ بر
دیکتاتور و مرگ بر جمهوری اسلامی باید در قالب خواست های ملموس نیز
بیان گردد. باید شعار آزادی فوری زندانیان سیاسی، آزادی بی قید و
شرط سیاسی، لغو مجازات اعدام، جدائی دین از دولت، آزادی ایجاد تشکل
و تامین بیمه بیکاری در ابعاد توده ای بر سر زبان ها بیافتد.
گفتار
روز تلويزيون كومه له
20
بهمن ماه 1388
09
فوریه 2010
سايت
حزب کمونیست ایران
http://www.cpiran.org
سايت
کومه له
http://www.komalah.org/Persian/Farsi.htm
سايت
پيام
http://www.payam.nu
|