|
در گرامیداشت یاد جانباختگان
بمباران شیمیائی حلبجه و پیشمرگان گردان شوان
امروز سه شنبه 25 اسفند ماه سالگرد بمباران شیمیائی شهر حلبچه
بوسیله رژیم جنایتکار بعث عراق است. 22 سال پیش در چنین روزی در
گرماگرم جنگ ارتجاعی ایران و عراق شهر حلبچه مورد حمله چند فروند
هواپیمای جنگی ارتش عراق که گازهای کشنده شیمیائی حمل میکردند قرار
گرفت و در مدت کمتر از چند دقیقه هزاران نفر کودک و پیر و جوان از
مردم بیدفاع این شهر جانباختند. هزاران نفر زخمی شدند و سالهای
طولانی را با آثار دردناک ناشی از مسمویت با گازهای سمی سپری
کردند. تحقیقات مستند پزشکی نشان میدهد که عوارض ناشی از مسمومیت
با گازهای شیمائی دامنگیر نسل بعدی بسیاری از مردم این شهر نیز
گردیده است.
اما این جنایت چگونه اتفاق افتاد؟
جنگ ضد مردمی ایران و عراق هشتمین سال خود را طی میکرد. شواهد نشان
میداد که این جنگ هشت ساله به پایان خود نزدیک میشود. نه خمینی
توانسته بود راه قدس را از طریق کربلا بگشاید و اسلام مورد نظر خود
را در منطقه بگستراند و نه صدام حسین قادر شده بود با پیروزی بر
رژیم ایران موقعیت رهبری ناسیونالیسم در جهان عرب را کسب کند. اما
رژیم اسلامی از یک طرف به هدف اصلی خود از ادامه جنگ، یعنی سرکوب
انقلاب ایران در سایه جنگ دست یافته بود و از طرف دیگر از لحاظ
عملی هم دیگر قادر به ادامه جنگ نبود. ارتش عراق هم فرسوده و خسته
و ناتوان شده بود. جنگ نفتکش ها صادرات نفت از منطقه خلیج را با
مخاطرات جدی روبرو ساخته بود و ادامه جنگ دیگر مانند سالهای نخست
برای سرمایه امپریالیستی جهانی سودمند نبود. در چنین شرایطی هر دو
طرف که به اجتناب ناپذیر بودن ختم جنگ پی برده بودند، در جستجوی
کسب امتیاز برای بهره برداری های بعدی در پشت میز مذاکره بودند،
برای این منظور به پیروزهای مقطعی سریع نیاز داشتند و برای کسب آن
هم از هیچ جنایتی دریغ نمیکردند. رژیم بعث به سلاح های شیمایی دست
یافته بود و وسیعا از آن در جبهه های جنگ و همچنین بر علیه مردم
عادی استفاده میکرد و رژیم اسلامی هم در تدارک تهیه آن بود.
طرح حمله جمهوری اسلامی به منطقه حلبجه در چنین وضعیتی تدارک دیده
شد. در این دوره نیروهای سیاسی و مسلح کردستان عراق اختلافات خود
را کنار گذاشته و در یک جبهه کردستانی متشکل شده بودند. جمهوری
اسلامی هم رضایت این نیروها را برای همکاری در حمله به این منطقه
کسب کرده بود. نیمه شب 24 اسفند حمله مشترک نیروهای جمهوری اسلامی
و جبهه کردستانی به این منطقه آغاز شد. مردم شهر حلبجه و شهرک ها و
روستاهای اطراف آن که در منگنه نیروهای دو طرف جنگ گرفتار شده
بودند، برای حفظ جان در زیر زمین های منازلشان پناه گرفته بودند.
ارتش عراق در برابر حمله مشترک رژیم ایران و جبهه کردستانی نتوانست
مقاومت کند و منطقه به کنترل نیروهای رژیم ایران در آمد. فردای روز
بعد صدام و رهبری حزب بعث، در حالیکه حتی سربازان خودشان هم به
تمامی امکان عقب نشینی از جبهه جنگ را پیدا نکرده بودند، فرمان
جنایتکارانه بمباران شیمیائی منطقه را صادر کردند.
پناهگاهها ی که قرار بود جان مردم بیدفاع را حفظ کنند با نفوذ
گازهای سمی به قتلگاه آنان تبدیل شدند. اسامی حدود 5 هزار کودک و
پیر و جوان در نتیجه این کشتار جمعی که باید آنرا در ردیف نسل کشی
های تاریخ قرن بیستم قرار داد به ثبت رسیده است. جمهوری اسلامی مدت
زیادی در این منطقه باقی نماند و عقب نشینی کرد و نیروهای رژیم بعث
مجددا کنترل منطقه را بدست گرفتند، اما آن زخم کاری که از طرف
جنایت پیشگانی که سالها بعد از آن شماری از آنها به دار مجازات
آویخته شدند، بر پیکر این مردم ستمدیده و رنجکشیده وارد شده بود
هنوز و بعد از گذشت 22 سال التیام نیافته است.
این روزها هم چنین سالگرد جانباختن پیشمرگان گردان شوان یکی از
گردانهای رزمنده کومه له است. این واحد از پیشمرگان کومه له در
هنگام وقوع حمله به منطقه حلبچه در روستای مرزی بیاره در حال
استراحت بودند و با شروع حمله بمنظور خروج از منطقه جنگی روستا را
ترک و مسیری را به سوی پشت جبهه انتخاب کردند. اما در این مسیر با
دو مشکل اساسی روبرو شدند، نخست گازهای سمی پراکنده شده در فضای
منطقه در آنها نیز اثر کرده و توان تحرک آنها را به شدت پائین
آورده بود و دوم پلی که میتوانست راه عقب نشینی آنها به سوی پشت
جبهه باشد، به کنترل نیروهای رژیم ایران درآمده و تخریب شده بود.
پیشمرگان گردان شوان راهی جز عقب نشینی به سوی دریاچه سیروان
برایشان باقی نمانده بود، جائی که نیروهای کمکی کومه له در آن سوی
دریاچه انتظار آنها را می کشیدند. تلاش نیروهای کمکی برای فرستادن
قایقهای نجات به نتیجه نرسید و چند تن نیز در این راه جانباختند.
در چنین وضعیتی بود که گردان شوان در نیزارهای کنار دریاچه با
نیروهای رژیم در گیر شد و پیشمرگان خسته و زخمی در یک نبرد سخت و
نابرابر تا آخرین گلوله های خود جنگیدند ،
تعداد جانباختگان این حادثه
72
تن بودند که 12 تن
از آنان مدتی بعد از آنکه به اسارات در آمدند، پس از تحمل شکنجه های فراوان در
زندان رژیم اسلامی اعدام شدند.
در تمام دوره هشت ساله جنگ ارتجاعی ایران و عراق نیروی پیشمرگ کومه
له همواره کوشیده بود که خود را از آتش این جنگ دور نگهدارد و
اهداف سیاسی و نظامی خود را مستقل از این جنگ و برپادارندگان و
ادمه دهندگان آن تعقیب کند. کومه له این سیاست خود را به بهای
سنگینی اما با سربلندی به پیش برد و تلاش انقلابیون کمونیست و
وارسته متشکل در گردان شوان برای خروج از جبهه جنگ در راستای این
سیاست بود. به دلیل پا فشاری بر همین سیاست بود که كومه له هیچگاه
از آتش خشم و کینه رژیم بعث نیز در امان نبود و بارها مورد حمله
قرار گرفت و در این راه قربانی داد.
در 22 مین سالگرد بمباران شیمائی حلبجه و جانباختن پیشمرگان گردان
شوان و هزاران نفر از مردم شهر و منطقه حلبجه به یاد و خاطره آنان
درود می فرستیم. به امید روزی که جنگ و ناامنی، شکنجه و زندان، فقر
و نابرابری، که نظام سرمایه داری مسبب و عامل بقای آنها است جای
خود را به صلح و آزادی و رفاه و برابری انسانها بدهد.
گفتار
روز تلويزيون كومه له
25
اسفند ماه 1388
16
مارس 2010
سايت
حزب کمونیست ایران
http://www.cpiran.org
سايت
کومه له
http://www.komalah.org/Persian/Farsi.htm
سايت
پيام
http://www.payam.nu
|