|
مهمترین وقایع
سال
۲۰۰۶
بهرام رحمانی
bamdadpress@telia.com
سال ٢٠٠۶
را
نمیتوان سالى خوب براى مردم جهان ارزیابی کرد. در اين سال،
نابسامانى اوضاع جهانى در عرصههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و
امینتی افزایش یافت. در حالی که با افزايش مداوم ثروت و امکانات
مادى بشر، صدها ميليون انسان با گرسنگى و بيماریهاى ناشى از فقر
دست و پنجه نرم میکنند. جهانى که متاسفانه هر
۵
دقيقه در آن يک کودک بر اثر سوء تغذيه و بيمارى میميرد.
امروز نگاهها،
همواره متوجه وضع دلخراش فلاکت اقتصادی و سرکوب و خشونتهای دولتی
و گرایشات فرقهای مذهبی و ناسیونالیستی است. باید وضع کنونی
دگرگون شود تا هر انسانی و با هر زبان و رنگ و پوستی به معنای
واقعی حس این که «بوی خوش بهار آزادی در راه است!» را با تمام وجود
استنشاق کند تا سروده زیبا و دلنشین و آزادیخواهی و برابریطلبی
«جان لنون» که امروز به خیابانها برگشته، تحقق یابد.
«تصور كن»
Imagine
تصورشو بكن نه بهشتى در ميون باشه نه دوزخى
تصورش سخت نيست
بالا رو كه نگاه كنى فقط آسمونو ببينى و
مردمو كه فقط واسه امروز زندگى كنن
تصورشو بكن كشورى در ميون نباشه
تصورش سخت نيست
تصورشو بكن چيزى نباشه كه به خاطرش بميرى يا بكشى
حتا هيچ دينى هم وجود نداشته باشه
تصورشو بكن مردم عمرشونو در صلح سر كنن
شايد بگى خيال مىبافم ولى من تنها نيستم
آرزوم اينه كه تو هم يه روزى بپيوندى به ما و
همه دنيا يكى بشه
دنيايى بدون مالكيت رو تصور كن
مىتونى تصور كنى؟
دنيايى بدون گرسنگى، بىحرص و طمع
يگانگى آدما رو تصور كن
تصور دنيايى رو بكن كه همه يه سهمى توش دارن
شايد بگى خيال مىبافم ولى من تنها نيستم
آرزوم اينه كه تو هم بپيوندى به ما و همه دنيا يكى بشه
(جان لنون)
سال به سال در
اثر عملکردهای سیستم سرمایهداری برای کسب سود بیشتر جهان براس
ساکناش ناامنتر میشود. عملکردهای غیرانسانی سیستم سرمایهداری
جهانی و تحقیر مردم آفریقا و آسیا و فقر و فلاکت و دیکتاتوری و
سرکوب و جنگ سبب شده است که گروههای مذهبی تروریستی این گرایش
عقب مانده و پوسیده سرمایهداری از این وضعیت به نفع خود در جذب
جوانان و شستشوی مغزی آنها، حتی به عملیات انتحاری استفاده کنند.
بنابراین، از سیستم سرمایه مدرن تا گرایشات عقب مانده ملی و مذهبی
آن، با تروریسم دولتی و غیردولتی و جنگ و سرکوب و استثمار
وحشیانهشان جهان را به سوی یاس و ناامیدی سوق میدهد. اینها هر
آنچه به ضرر انسان در زمینه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است،
با تمام قوا انجام میدهند. در واقع سیستم سرمایهداری جهانی، هر
دستاورد جدید علمی و تکنولوژیکی که باید در خدمت انسان و نیازهای
واقعیاش قرار گیرد را در خدمت سیاستهای غیرانسانی خود به کار
میگیرند. اما اکنون روزنههای امید برای تغییر وضعیت موجود نمایان
شده است.. اکنون سیاستهای غیرانسانی بلر و بوش و متحدان آنها حتی
برای متوهمتریم انسانها نیز روشن است. جنبش ضدجنگ و جنبش
ضدسرمایهداری هر روز بیشتر از روز پیش وسیعتر و گستردهتر
میشود.
یک روز به آخر
سال 2006، خبر اعدام صدام حسین دنیا را تکان داد. مردم جهان، با
ناباوری از طریق کانالهای تلویزیونی شاهد انداختن طناب دار بر
گردن صدام حسین بودند. در این روز، در اثر درگیریها و
بمبگذاریها، حدود 75 نفر جان خود را از دست دادند و بیش از 150
نفر نیز زخمی گردیدند. بنابراین، اعدام صدام حسین، هیچ کمکی به
برقراری صلح و آرامش در عراق نخواهد کرد.
یکی دیگر از
وقایع دلخراش پایانی سال 2006، غرق شدن يک کشتی مسافربری اندونزی
با 850 مسافر است. اين کشتی از جاوه مرکزی عازم بندری در جزيره
بورنئو بود. کشتی و قايق از راههای ارزان حمل و نقل در 17 هزار
جزيرهای است که کشور اندونزی را تشکيل میدهد. خبرنگاران میگويند
در بسياری از موارد، استانداردهای ايمنی در اين کشتیها رعايت
نمیشود و تعداد مسافران کشتیها عمدتا بسيار بيشتر از ظرفيت
آنهاست.
سومین وقایع
روزهای آخر سال 2006، جنگ و کشتار سومالی است. نیروهای اتیوپی و
سومالی که با پشتیبانی تانک و توپخانه وارد موگادیشو پایتخت سومالی
شده بودند اکنون از پایتخت خارج شده و در حال پیشروی به طرف بندر
کیسمائو در جنوب کشور هستند. این بندر، پایگاه میلیشاهای اسلامگرای
سومالی بود که پنجشنبه گذشته توسط نیروهای اتیوپی که از حمایت
دولت انتقالی سومالی برخوردار بودند از موگادیشو بیرون رانده شدند.
عراق، در سال
2006، خونینترین سال را گذراند. جنگ عراق، همچنان در صدر مسائل
جهانی بوده و پیامدهای این جنگ از جهات گوناگون قابل بررسی است. در
این سال آمریکا در عراق، هر چه بیشتر در باتلاق که خودش به وجود
آوده است، فرورفت. در سالی که گذشت، نقش ارتش آمریکا و مشروعیت
حضور این کشور در عراق بیش از پیش زیر سئوال رفت. خشونت و کشتار
شیعهها و سنیها و غیره نشاندهنده یک جنگ داخلی و یا جنگ ملی و
مذهبی است.
سالی که گذشت
عمدتا عراق، افغانستان، اسرائیل و فلسطین و لبنان و ایران مراکز
بحران جهانی بودهاند. بنابراین، نخست به وقایع این مرکز بحرانی
جهانی میپردازیم و در ادامه به وقایع دیگر نیز اشاره خواهیم کرد.
عراق
سال ٢٠٠۶،
سال اوج گرفتن جنگ امریکا و متحدانش علیه مردم محروم و ستم دیده
عراق، و جنگ فرقههای ملی و مذهبی در عراق بود.
تیم تحقیق عراق،
در گزارش
خود که چهارشنبه ۶ دسامبر منتشر شد، پيشنهادهايی درباره تغيير
استراتژی
نظامی
آمريکا در عراق،
ارائه کرده است.
رياست
تیم تحقیق
عراق،
به طور مشترک به عهده جيمز بيکر، وزير امور خارجه پيشين آمريکا و
لی هاميلتون، رييس اسبق کميته روابط امور خارجه مجلس نمايندگان اين
کشور و از چهرههای
با
نفوذ حزب دمکرات
است.
کنگره آمريکا ۹
ماه پيش تیم
بيکر -
هاميلتون را که مرکب از ده سیاستمدار
پرسابقه از دو حزب جمهوریخواه
و دموکرات است مامور
کرد تا پس از بررسی دقيق اوضاع عراق، راه حلهای
عملی برای برقراری ثبات در اين کشور بيابد و گزارشی در این باره
تهیه کند.
گزارش فوق
خاطر نشان میکند
که هيچ فرمول معجزه آسايی برای حل مشکلات عراق وجود ندارد.
به نظر
این تیم،
سياست کنونی آمريکا در عراق، بيش از اين قابل دوام نيست و برای
جلوگيری از «آشوب
همه جانبه در عراق»،
سياست تازهای
لازم است.
جيمز بيکر،
رييس تیم
تحقيق عراق گفته است که برای آموزش نيروهای عراقی، آمريکا نياز
دارد تا تعداد پرسنل آموزش دهنده خود را پنج برابر کند.
در
گزارش عراق،
همچنين پيشنهادهايی درباره بهبود سيستم قضايی عراق، بخش نفتی و
تلاشهای
بازسازی در اين کشور ارائه کرده است.
تیم
تحقيق عراق،
خواهان آن شده که ايالات متحده، به تلاش برای يافتن راه حلی برای
پايان دادن به بحران خاورميانه که اين گروه، آن را برای صلح در
خاورميانه حياتی خوانده، ادامه دهد.
هر چند که تیم
تحقیق عراق در گزارش خود،
خواهان بازنگری در
استراتژی نظامی در عراق شدهاند
و گفتهاند
که آمریکا باید در مدت مشخصی، نیروهای خود را از عراق خارج کند،
اما از
تعيين قطعی زمانبندی
خروج نيروهای آمريکايی از عراق خودداری کردهاند.
شایان ذکر است که
در این گزارش ۹۶ صفحهای، تیم تحقیقاتی عراق، اختلاف دیدگاه میان
اعضای تیم و استراتژی فعلی در عراق آشکار است. در حالی که مقامات
کاخ سفید، همواره از برقراری دموکراسی در عراق سخن میگفتند، در
این گزارش هیچ اشارهای به این مسئله نشده است. همچنین در هیچ جای
این گزارش، هیچ اشارهای به پیروزی و مبارزه علیه تروریسم نیز قید
نشده است.
کوفی عنان،
دبيرکل سازمان ملل،
آشکارا از
وخامت اوضاع و جنگ داخلی در
عراق صحبت
کرده است.
عنان،
در
یک گفتگوی
اختصاصی با بی بی سی، وضعيت عراق را
«بيش
از حد خطرناک»
توصيف کرده و گفته بود با توجه به ميزان تنش، کشتار و خشونت در
عراق و صف آرايی قوا در برابر يکديگر و با توجه به اين
که سالها
پيش درگيریهای
لبنان و جاهای ديگر را جنگ داخلی قلمداد میکرديم،
وضعيت کنونی عراق بسيار بدتر از جنگ داخلی است.
او در مصاحبه
با بی بی سی،
گفته که پيش از حمله آمريکا به عراق، ديکتاتوری ظالم بر آنها
حکومت میکرده
اما مردم میتوانستند
از خانه بيرون بروند و بچههايشان
میتوانستند
به مدرسه بروند بدون اين
که پدر و
مادرشان نگران اين باشند که آيا باز هم فرزندشان را خواهند ديد يا
نه.
اظهارات دبيرکل
سازمان ملل در مورد عراق،
يک روز پس از آن ايراد شد که انفجار تقريبا
همزمان
سه خودروی حامل بمب در بازار ميوه و تره بار محله شيعه نشين صدريه
بغداد،
بيش از پنجاه کشته بر جای گذاشت.
بنا به گزارش
خبرگزاریها، در عراق، به طور روزانه پنجاه شصت نفر از مردم عادی
جان خود را در میان درگیریهای نظامی و ملی و مذهبی از دست
میدهند.
آسوشيتدپرس،
گزارش داد كه ارتش آمريكا اعلام كرد كه با
كشته شدن
دو سرباز آمريكايی در روز يكشنبه 31 دسامبر 2006 در جنگ عراق،
تعداد كشتهشدگان آمريكايی
دستكم به
سه هزار تن رسيد.
بنابراين
گزارش،
دستكم
111 تن از سربازان آمريكايی در ماه دسامبر 2006 كشته شدهاند كه
اين ماه
خونينترين زمان برای نيروهای آمريكايی بوده است. شمار
كشتهشدگان آمريكا
در سال
2006، طبق شمارش آسوشيتدپرس حداقل 820 تن بوده است. كاخ سفيد، بدون
اشاره به
تعداد دقيق كشتهشدگان آمريكا نيز اعلام كرد كه رئيسجمهوري
آمريكا برای
هر يك از
كشتهشدگان عزاداری میكند. همچنين وزارت دفاع آمريكا نيز در
وبسايت
خود آورده
است كه يك سرباز آمريكايی ديگر در عراق كشته شده است.
از سوی دیگر،
كاخ سفيد اعلام كره است: هزينه حمايت از جنگ عراق براى آمريكا
احتمالا طى سال مالى جارى به بيش از
۱۱۰
ميليارد دلار
خواهد رسيد.
گزارشهاى خبرى
حاکی از آن است كه پنتاگون خواستار يك بودجه نظامى اضطرارى
۱۲۷
تا
۱۶۰ميليارد
دلارى خواهد شد.
همچنین به
گزارش خبرگزارىها، براساس آمارها، شمار افرادى كه در جريان حملات
ارتش آمریکا و متحدانش و همچنین خشونتهاى قومى كشته شدهاند، به
۶۵۰
هزار نفر رسيده است.
سازمان برای
آزادی زنان در عراق، گزارش داده است که از زمان اشغال عراق توسط
آمريکائیها تاکنون، يعنی ميان فاصله زمانی 2003 تا 2006 بيش از
2000 زن در عراق مفقود شدهاند. به اين آمار نمیتوان اکتفا کرد
زيرا بسياری از زن ربائیها به لحاظ ترس از رفتن آبروی خانواده
اصلا گزارش داده نمیشوند.
طبق يک بررسی
انستيتوی واشنگتن بروکينگ که در تاريخ 4 دسامبر 2006، علنی گشته
است از تاريخ ماه مارس 2006 روزانه ميان 30 تا 40 زن عراقی مفقود
شدهاند.
در این میان
دولت عراق، در اقدامی كم سابقه و در بحبوحه گسترش
خشونتها
در اين كشور، تصاوير ويدئويی اعدام 13 محكوم به آدمربايی و قتل
عمد را ضبط
و در
تلويزيون ملی پخش كرد.
همه این
گزارشات و آمار و ارقام نابودی انسانها و به طور کلی وضعیت کنونی
عراق نشان میدهند که ادعاهای دولت آمریکا، که وعده برقراری صلح و
دموکراسی در این کشورها را میدادند وعدههای پوچ و غیرواقعی بوده
است. زیرا سیاستهای امپریالیستی فقط و فقط برای تامین منافع
اقتصادی و سیاسی است، بنابراین، این ادعاها نه تنها هیچ ربطی به
صلح و دمکراسی ندارد، بلکه ظرفیتهای بالایی نیز در سرکوب و کشتار
دستهجمعی انسانها دارد.
همه این تحولات
نشان میدهد که آمریکا سخت در باتلاق عراق گیر کرده است.
در چنین شرایطی،
کسانی که تا دیروز تحت عنوان استفاده از اختلافات آمریکا و
قدرتهای غربی با رژیم جمهوری اسلامی، مردم ایران را در انتظار
حمله آمریکا به ایران نگاه داشته بودند و از محاصره اقتصادی
«هوشمندانه» پشتیبانی میکردند، اکنون با گیر کردن آمریکا و
متحدانش در باتلاق عراق و افغانستان، سیاست سکوت اختیار کردهاند.
از سوی دیگر، این وضعیت حقانیت و درستی مواضع و سیاستهای گرایش
کارگری سوسیالیستی را که با جنگ امپریالیستی و اشغال این کشورها
مخالفت میکند و سیاستهای ریاکارانه امپریالیستی نقد و افشا
مینماید در معرض قضاوت جامعه قرار دارد.
ايران
سركوب و اختناق
و فقر و محروميت جمهورى اسلامى از يك سو
و مبارزه کارگران، زنان، دانشجویان و مردم تحت ستم و آزادىخواه
از سوى ديگر در جريان است. هر روز كه مىگذرد اعتراضات اجتماعی در
مقابل رژیم جمهورى اسلامى، رشد و گسترش بیشتری مییابد. اما
جمهوری اسلامی و دولتهای امپریالیستی و ژورنالیسم بورژوایی در
تبلیغات خود، اساسیترین مشکل جامعه ایران را مسئله غنیسازی و یا
عدم غنیسازی اورانیوم توسط جمهوری اسلامی را به افکار عمومی معرفی
میکند، در حالی که مهمترین مشکل جامعه ایران، سرکوب و اختناق،
نابرابری و تبعیض، بیکاری و عدم امنیت شغلی، و فقر و فلاکت
فزاینده و استثمار وحشیانه مزدگیران است. جمهوری اسلامی از وضعیت
پیش آمده بیشترین بهرهبرداری را برده و رعب و وحشت و ترور،
زندان و شکنجه و اعدام را تشدید کرده است.
قطعنامه 1696 شورای امنیت سازمان ملل:
با پايان
يافتن مهلتی که شورای امنيت سازمان ملل متحد برای اجرای قطعنامه
1696 اين شورا در ايران در نظر گرفته، آژانس بينالمللی انرژی اتمی
با عرضه گزارش تازهای از فعاليت اتمی ايران، تاييد کرد که ايران
به خواست شورای امنيت مبنی بر توقف غنیسازی اورانيوم عمل نکرده
است.
قطعنامه 1696
شورای امنيت، ايران را ملزم میسازد تا پايان ماه اوت 2006،
غنیسازی اورانيوم و کليه فعاليتهای مرتبط با آن را متوقف سازد
اما آن گونه که آژانس بينالمللی انرژی اتمی اعلام کرده، ايران
درست چند روز پيش از به پايان رسيدن مهلتی که برايش در نظر گرفته
شده بود، دور تازهای از غنیسازی اورانيوم را آغاز کرده است.
قطعنامه ۱۷۳۳ شورای امنيت:
پس از حدود دو ماه بحث و چانه زنی، سرانجام اعضای شورای امنيت
سازمان ملل متحد به اتفاق آرا قطعنامهای را روز شنبه دوم دی ماه
1385 برابر با بیست و سوم دسامبر 2006، تصويب کردند. چين و روسيه
هم آن را وتو نکردند، در حالی که جمهوری اسلامی ایران، انتظار داشت
این دو کشور به ویژه روسیه، مانع تصویب آن شود.
تصويب اين
قطعنامه، به عنوان دومين قعطنامهای که برنامه هستهای ايران بعد
از قعطنامه 1969 به شمار میرود، راه را برای افزايش فشار بر
جمهوری اسلامی، هموار کرده است.
بر اساس
قطعنامه ۱۷۳۳
شورای امنيت، کشورهای جهان ملزم شدهاند از تامين مواد و
فنآوریهای ويژهای که میتواند در برنامه اتمی يا موشکی ايران
مورد بهرهبرداری قرار گیرد، خودداری کنند و سرمايه ده شرکت و
دوازده فرد مهم در برنامههای اتمی و موشکی ايران را نيز بايد
مسدود شود.
قطعنامه ١٧٣٧
شورای امنيت سازمان ملل در بندهای ١٠ و ١٢ خود مقرر میدارد فعاليت
افراد، سازمانها و شرکتهای فعال در برنامه اتمی ايران از سوی
تمامی كشورها زير نظر گرفته شده، مسافرتهايشان گزارش شود، و
دارايی آنها مسدود و يا محدود و زير كنترل قرار گيرد. فهرست اسامی
اين افراد، سازمانها و شرکتها در ضميمهی قطعنامه با عنوان
«پيوست» ذكر شده است. پيوست قطعنامه ١٧٣٧ شورای امنيت به شرح زیر
است:
الف. نهادهای
درگير در برنامه هستهای
١. سازمان انرژی اتمی ايران
٢. شركت انرژی مصباح (تهيه كننده رآكتور تحقيقاتی
A
٤٠- اراك)
٣. كالا- الكتريك (عكا كالای الكتريك) (تهيه كننده كارخانه آزمايشی
غنیسازی سوخت (PFEP)-
نطنز)
٤. شركت پارس تراش (درگير در برنامه سانتريفوژ، شناسايی شده در
گزارشهای آژانس)
٥. فرآيند تكنيك (درگير در برنامه سانتريفوژ)
٦. سازمان صنايع دفاع (سازمان مادر زير مجموعه وزارت دفاع و
پشتيبانی نيروهای مسلح، كه برخی از توابع آن در برنامه ساخت قطعات
سانتريفوژ و برنامه موشكی درگير بودهاند)
٧. هفت تير (زير مجموعه سازمان صنايع دفاع، كه عموما به عنوان
نهادی مستقيما درگير در برنامه هستهای شناخته شده است)
ب. نهادهای درگير در برنامه موشكهای بالستيك
١. گروه صنعتی شهيد همت (زير مجموعه سازمان هوا- فضا)
٢. گروه صنايع شهيد باقری (زيرمجموعه سازمان هوا-فضا)
٣. گروه صنايع فجر (قبلا كارخانه توليد ابزارهای سنجش بوده است،
زيرمجموعه سازمان هوا- فضا)
ج. افراد درگير در برنامه هستهای
١. محمد قنادی، معاون تحقيق و توسعه سازمان انرژی اتمی ايران
٢. بهمن اصغرپور، مدير اجرايی (اراك)
٣. داود آقاجانی، رئيس كارخانه آزمايشی غنیسازی سوخت (PFEP)
٤. احسان منجمی مدير ساخت پروژه- نطنز
٥. جعفر محمدی، مشاور فنی سازمان انرژی اتمی ايران (مسئول مديريت
توليد سوپاپهای سانتريفوژ)
٦. علی حاجینيا ليلابادی، مديركل شركت انرژی مصباح
٧. سردار محمد مهدی نژادنوری، رئيس دانشگاه فناوری دفاعی مالك اشتر
(دانشكده شيمی، وابسته به وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح،
آزمايشاتی بر روی برليوم انجام داده است)
د. افراد درگير در برنامه موشكهای بالستيك
١. سردار حسين سليمی فرمانده نيروی هوايی، سپاه پاسداران انقلاب
اسلامی
٢. احمد وحيد دستجردی، رئيس سازمان هوا- فضا
٣. رضا قلی اسماعيلی، رئيس بخش بازرگانی و امور بينالملل سازمان
هوا- فضا
٤. بهمنيار مرتضی بهمنيار، رييس بخش بودجه و مالی سازمان هوا- فضا
هـ. افراد درگير در هر دو برنامه موشكی و هستهای
١. سردار يحيی رحيم صفوی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
قطعنامه از
ایران میخواهد که فعالیتهای مربوط به فنآوری و غنیسازی
اورانیوم را تعطیل کند، در غیر این صورت با تحریمهای بیشتری از
سوی شورای امنیت سازمان ملل روبرو خواهد شد.
واکنش جمهوری
اسلامی، به قطعنامه شورای امنیت، شدید بود. علی لاریجانی، رئیس تیم
مذاکره کننده هستهای ایران، تصویب قطعنامه شورای امنیت را بر
سیاستهای برنامههای هستهای ایران بیتاثیر نامید و از به
کاراندازی سه هزار دستگاه سانتریفیوژ در مرکز هستهای نطنز، به
عنوان اقدامی تلافی جویانه در مقابل شورای امنیت یاد کرد.
محمود احمدی
نژاد رئیس جمهور ایران هم به قدرتهای بزرگ توصیه کرد که برای
زندگی در کنار یک «ایران اتمی» آماده باشند.
وزرات خارجه
ایران نیز با صدور بیانیهای، با لحن تندی قطعنامه شورای امنیت را
رد کرد. مجلس شورای اسلامی، دو فوریت طرحی را مبنی بر تجدید نظر
ایران در همکاری با بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به تصویب
رساند. بدین ترتیب، نخستین واکنش سران جمهوری اسلامی، باز هم ادامه
ماجراجوییهاییهای خطرناک گذشته است که چشمانداز حل بحران
هستهای ایران از راه مذاکره را بیش از پیش با مشکل روبرو ساخته
است.
در صورتی که
ايران تا ۲۳
فوريه سال
۲۰۰۷ (چهارم
اسفند ۱۳۸۵)
درخواستهای اين قطعنامه را اجرا نکند شورای امنيت اقدامات ديگری
انجام خواهد داد که به اعتقاد کارشناسان به دامنه تحريمها افزوده
خواهد بود.
قرار است در
صورت تعليق غنیسازی اورانيوم در ايران و بازگشت جمهوری اسلامی به
مذاکره، تحريمهای قطعنامه نيز به حالت تعليق درآيد.
سران جمهوری
اسلامی، تاثیر اقتصادی اين قطعنامه را کم اثر توصيف کردهاند، در
حال که اقتصادی این کشور نگرانی کننده و سرمايهگذاری خارجی را با
مشکلات روبرو است.
با توجه به این
که يک سوم از بنزين مصرفی ایران، از خارج تامين میشود و اين
احتمال وجود دارد که جمهوری اسلامی، برای مقابله با تحريمهای
گستردهتر، مصرف بنزين را جیرهبندی کند که در این صورت قیمت کلیه
اجناس بلافاصله افزایش خواهد یافت.
با توجه به این
که حجم واردات ايران از کشورهای خارجی در چند سال گذشته به شدت
افزايش يافته و در سال گذشته بيشتر از
۴۰
ميليارد دلار کالا وارد ايران شده و پيشبينی میشود اين رقم در
سال جاری به حدود
۴۵
ميليارد دلار برسد، اين حجم سنگین از واردات میتواند با تحریم
اقتصادی، يکی از آسيبپذيرترین بخش اقتصاد ايران باشد.
هماکنون
قیمتهای مایحتاج ضروری مردم بسیار بالاست، برای مثال، در حال حاضر
قیمت سيب
زمينی كيلوئی 700 تومان و تخم مرغ دانهای 110 تومان است.
در واقع، چنین
به نظر میرسد که خامنهای و احمدی نژاد، به هیچوجه علاقهای به
پذیرش قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل ندارند، کشور را به سوی
بحرانها شدیدتری سوق میدهند. شاید در دقیقه نود مجبور شوند جام
زهر را سر بکشند.
قطعنامه اتحادیه اروپا:
پارلمان
اروپا، طی نشست روز پنجشنبه(شانزدهم نوامبر 2006) خود به بررسی
وضعيت حقوق بشر در ايران پرداخت و با تصويب قطعنامهای دولت ايران
را به نقض حقوق بشر متهم کرد و از کميسيون اروپا خواست که برای
بهبود وضعيت حقوق بشر در ايران اقداماتی اتخاذ کند.
از 65 عضو
پارلمان اروپا که هنگام رایگيری برای اين قطعنامه حاضر بودند، شصت
نماينده رای مثبت و سه نفر رای ممتنع دادند.
در اين قطعنامه
آمده که طی يک سال گذشته، یعنی از زمان روی کار آمدن دولت محمود
احمدینژاد در ايران، وضعيت این کشور از لحاظ رعايت حقوق شهروندی و
آزادی سياسی به صورت چشمگيری افت کرده و زندانيان همچنان مورد
بدرفتاری و شکنجه قرار میگيرند.
اين قطعنامه از
حکومت ايران، خواستار پيگيری و تسريع رسيدگی به پرونده مرگهای
مشکوک روشنفکران و ناراضيان سياسی و فراهم آوردن امکانات پزشکی
برای آن دسته از زندانيان شده که در شرايط جسمی خوبی قرار ندارند.
همچنین آزادی بیقيد و شرط کليه زندانيان سياسی، در قطعنامه
پارلمان اروپا خواسته شده است.
پارلمان اروپا
مجازات اعدام را محکوم کرده و با ابراز نگرانی از اعدام افراد کم
سال در ايران، از ايران به عنوان کشوری نام برده که بيشترين تعداد
افراد کم سال را اعدام میکند.
پارلمان اروپا،
در قطعنامه خود، به عدم اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی در مورد
تدريس زبانهای ملی در ايران اشاره کرده و علاوه بر شمردن مواردی
همچون توهين آشکار به ترک زبانان ايران از طريق روزنامهای دولتی
و تبعيض عليه افراد به دليل خاستگاه ملی و مذهبیشان، به ويژه در
مورد کردها. در گزارش ميلون کوثری، گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد
در امور اسکان ياد شده که بنابرآن، برخی از اعراب خوزستان به زور
از روستاهای محل سکونت خود در اين استان رانده شدهاند.
پارلمان اروپا،
نسبت به آنچه بازداشت بدون ضابطه روزنامهنگاران و وبلاگ نويسان و
تهديد و ارعاب آنان توصيف میکند ابراز نگرانی کرده و از بازداشت
دست کم شانزده روزنامهنگار طی ده ماه گذشته خبر داده که ايران را
از لحاظ سرکوب مطبوعات در رديف يکی از بدترين کشورها قرار داده
است.
توقيف مطبوعات،
مسدود کردن سايتهای اينترنتی، ممنوعالخروج کردن برخی
روزنامهنگاران و جمعآوری آنتنهای ماهوارهای در اين قطعنامه، به
عنوان مصاديق سرکوب رسانهها در ايران برشمرده شده است.
درخواست از
ايران برای عضويت در پيمان بينالمللی رفع همه اَشکال تبعيض نسبت
به زنان و محکوميت سرکوب تظاهرات گروهی از زنان در ميدان هفت تير
تهران که دوازدهم ژوئن(22 خرداد) گذشته روی داد از جمله مواردی
هستند که در اين بخش از قطعنامه پارلمان اروپا گنجانده شدهاند.
پارلمان اروپا،
اظهارات رئيس جمهور ايران درباره پاکسازی دانشگاهها، از ليبرالها
و سکولارها را محکوم کرده و بازگشت آن دسته از استادان که به دليل
عقايدشان از تدريس محروم شدهاند درخواست کرده است.
پارلمان اروپا،
از حکومت ايران خواسته که دانشجويان را به دليل فعاليت سياسیشان
از ادامه تحصيل محروم نسازد و از اعمال مجازات حبس و شلاق و جريمه
نقدی برای دانشجويانی که فعاليت سياسی دارند جلوگيری کند.
در قطعنامه
پارلمان اروپا، نسبت به مرگ اکبر محمدی و ولیالله فيض، در
زندانهای ايران ابراز تاسف شده است.
پارلمان اروپا،
خواستار عدم پيگرد قضائی افراد غيرمتاهل به دليل رابطه با جنس
مخالف شده و از دولت ايران خواسته است شواهدی ارائه دهد که مجازات
سنگسار ديگر در کشور اجرا نمیشود.
در قطعنامه
پارلمان اروپا، آمده که ايران، پس از برگزاری دور چهارم گفتگو با
اتحاديه اروپا در زمينه حقوق بشر که در چهاردهم و پانزدهم ژوئن
2004(خرداد 1383) برگزار شد، از ادامه اين گفتگوها سرباز زده است.
پارلمان اروپا
در اين قطعنامه، از کميسيون اروپا که بازوی اجرائی اتحاديه اروپا
به شمار میرود خواسته که تحولات ايران را به دقت زيرنظر قرار دهد
و در روابط اقتصادی و سياسی اتحاديه اروپا و ايران، موارد نقض حقوق
بشر در ايران را در نظر بگيرد.
قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل:
مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز سه شنبه «نگرانی جدی» خود را نسبت
به آنچه نقض گسترده حقوق بشر در ايران خوانده ابراز کرده و از
جمهوری اسلامی خواسته است از اين پس اين حقوق را کاملا محترم
بشمارد.
مجمع عمومی
سازمان ملل که 192 عضو دارد با 72 رای مثبت، 50 رای منفی و 55 رای
ممتنع، ايران را به خاطر کارنامه اش در زمينه حقوق بشر سرزنش کرد.
در این
قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل، به موارد گسترده سرکوب و اختناق
اشاره شده است.
اين قطعنامه حکومت جمهوری اسلامی ايران را به خاطر «آزار، ارعاب و
سرکوب، مدافعان حقوق بشر، ناراضيان سياسی، ناراضيان مذهبی، روزنامه
نگاران، دانشگاهيان، اعضای اتحاديهها و سازمانهای کارگری»، محکوم
کرد.
اين قطعنامه
نسبت به «ادامه استفاده از شکنجه و رفتار بیرحمانه، غيرانسانی يا
تحقيرآميز يا مجازاتهايی چون شلاق و قطع عضو» ابراز نگرانی کرد.
مجمع عمومی،
نسبت به «ادامه خشونت و تبعيض عليه زنان و دختران چه در قانون و چه
در عمل» و همچنين «افزايش تبعيض و ساير موارد نقض حقوق بشر»، عليه
اعضای اقليتهای ملی و مذهبی، از جمله اعراب، آذریها، بلوچها،
کردها، مسيحيان، يهوديان، مسلمانان سنی و اعضای فرقه بهائيت ابراز
داشت.
اين قطعنامه،
از حکومت جمهوری اسلامی ايران، خواسته است که به کليه اين ارعاب و
سرکوب و ستم پايان دهد. اين چهارمين بار است که چنين قطعنامهای در
مجمع عمومی مطرح و تصويب میشود. البته کميسيون حقوق بشر سازمان
ملل، تقریبا هر سال با صدور قطعنامهای جمهوری اسلامی را محکوم
کرده است.
حکومت جمهوری
اسلامی، همواره به دلیل اعمال سانسور و اختناق، سرکوب و کشتار،
شکنجه و اعدام و ترور، از سوی سازمان ملل و سازمانهای مدافع حقوق
بشر مورد سرزنش قرار گرفته است.
همزمان با
انتشار قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل، رسانههای جمهوری اسلامی،
خبر اعدام 5 نفر در شهرهای بم و رفسنجان و 3 نفر در خوزستان و 6
نفر در زندان اوین را اعدام کردند. جمهوری اسلامی در سال 2006، بیش
از دویست نفر را اعدام کرده است.
كارگران:
بیحقوقی و اخراج وسیع کارگران،
همچنان ادامه دارد. بر اساس آمار رسمى وزارت كار جمهوری اسلامی،
طى فروردين و ارديبهشت ماه 1385، جمعا 50 هزار و 737 نفر كارگر به
دليل اتمام قرارداد كار و يا اخراج، بیكار شده و به وزارت كار
دادخواست ارائه كردند كه در مقايسه با سال گذشته 26 درصد رشد داشته
است. به گزارش خبرنگار اقتصادى خبرگزارى فارس، تعداد كارگران
بیكار شده طى سال جارى به تفكيك در فرودين ماه 25 هزار و 221 نفر
و در ارديبهشت ماه 25 هزار و 516 نفر بوده است. كل آمار رسمى مربوط
به تعداد كارگرانى كه به دليل اتمام قرارداد كار و يا اخراج در سال
84 و 83 از كار بيكار شده بودند نيز به ترتيب 40 هزار و 145 نفر و
39 هزار و 195 نفر گزارش شده است. مطابق اين گزارش، در فرودين ماه
سال 84 آمار رسمی مربوط به اخراج كارگران، 21 هزار و 568 نفر و
ارديبهشت ماه همان سال 18 هزار و 577 نفر بوده است، اين ارقام براى
فروردين ماه سال 83، 21 هزار و 123 نفر و ارديبهشت ماه همان سال 18
هزار و 72 نفر بوده است.
جنبش كارگرى ايران، همچنان به مبارزه خود عليه سرمايه داران و
رژيم حامى سرمايه براى دستيابى به مطالبات كارگران ادامه مىدهد.
نیروی انتظامی
جمهوری اسلامی به کارگران اعتصابی حمله کرد و به توسل به خشونت
اعتصاب آنان را شکست. بنا به
گزارش خبرگزاری ایرنا، بهزاد سهرابی، نماينده كارگران معترض در
رابطه با حمله نیروهای انتظامی به تحصن کارگران، گفته است:
«نيروهای انتظامی و امنيتی با باتوم و گاز اشكآور به جمع كارگران
معترض هجوم برده و آنان و خانوادههايشان را مورد ضرب و شتم قرار
دادند. بنا بر شنيدههای موثق، به دستور فرمانداری و شورای تامين
كردستان سه دستگاه اتوبوس حامل نيروهای انتظامی و امنيتی برای
مقابله با تجمعكنندگان به محل تجمع در مقابل كارخانه اعزام شده
بودند.»
به گفته وی:
«در اين حمله تعدادی از تحصنكنندگان مجروح و 2 نفر به نامهای
«آكوی كرد نسب» خبرنگار هفتهنامه پيام كردستان و «ابراهيم وكيلی»
برادر يكی از كارگران شاغل در اين واحد به اتهام شركت در تحصن غير
قانونی و اخلال در نظم و خسارت به اموال عمومی دستگير شدند كه با
قرار كفالت آزاد شدند.»(روزنامه اینترنتی روز،
۷
شهریور ۱۳۸۵)
نیروهای
انتظامی جمهوری اسلامی، در یک هجوم وحشیانه کارگران گمرک بندر دیلم
بوشهر را به گلوله بستند و کارگری به نام «حقيقت» را به قتل
رساندند و دو کارگر دیگر را هم زخمی کردند.
مامورین اطلاعات
جمهوری اسلامی، منصور اسانلو را روز روشن با ضرب و شتم و تیراندازی
هوایی دستگیر کردند.
سندیکای شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه، در تاریخ 29 آبان ماه، با صدور
اطلاعیهای در اعتراض به بازداشت منصور اسانلو، از جمله نوشت:
آقای منصور
اسانلو، رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی
تهران و حومه، در ساعت
۹
صبح روز یکشنبه مورخه
28 آبان 1385،
به هنگام مراجعه به اداره کار در خیابان گلبرگ چهار راه رشید در یک
رفتار نامتعارف، همراه خشونت و ضرب و شتم در وسط خیابان توسط
ماموران عملیات بازداشتگاه
۲۰۹
وزارت اطلاعات بدون رعایت موارد قانونی و حقوق شهروندی بازداشت
گردید.
اسانلو، با
تحمل نزدیک به
۸
ماه بازداشت در بازداشتگاه
۲۰۹
اوین، با قرار
۱۵۰
میلیون تومانی آزاد و به همراه
۱۶
تن از همکارانش منتظر محاکمه در شعبه
۱۴
دادرسی انقلاب بود.
او، روزهای قبل از
دستگیری با صدور نامهای از جمله نوشته بود: «...
مرا تحت فشار
روانی قرار دادند که يا همکاری با بازجويان را بپذيرم يا پانزده
سال در زندان بمانم و اگر آزاد شوم به هر کجای دنيا بروم آنها اين
قدرت را دارند مرا و خانوادهام را نابود کنند. بعد از زندان هم
همين فشارها و خواستهها از سوی دو بازجويم ادامه داشته است
...» اسانلو اکنون ازاد شده است.
قبل از این نیز
حکومت جمهورى اسلامى، بار ديگر محمود صالحى و جلال حسينى، از
فعالين جنبش کارگرى را به «جرم» برگزارى مراسم مستقل اول ماه مه
سقز٬ به زندان محکوم کرد. شعبه اول دادگاه تفتيش عقايد جمهوری
اسلامی در شهرستان سقز، در تاريخ 11 نوامبر 2006 برابر با 20 آبان
1358، محمود صالحی به چهار سال و جلال حسينى را به دو سال زندان
محکوم کرد. در همين رابطه برهان ديوارگر نیز قبلا به طور غيابی به
دو سال زندان محکوم شده است.
محسن حکیمی، فعال
جنبش کارگری و عضو کانون نویسندگان ایران و یکی دیگر از
دستگیرشدگان مراسم روز جهانی کارگر در سال 1383 در شهر سقز، بار
دیگر به دو سال زندان محکوم شد.
محمد شریف، وكیل
مدافع کارگران سقز، در این خصوص به خبرگزاری ایسنا، گفت: «محسن
حكیمی، پیش از این به همین اتهام به دو
سال زندان
محكوم شده بود كه در مرحله تجدیدنظر از آنجا كه قبل از برگزاری
مراسم و
ایراد
سخنرانی بازداشت شده بود تبرئه گردید.
مبارزه تشکلهای
مستقل و فعالین جنبش کارگری با وجود تمام مشکلات اقتصادی و فشارهای
سیاسی در جهت همبستگی و اتحاد طبقاتی کارگران و برپایی تشکل
سراسری کارگران مستقل از دولت، با جدیت بیشتری ادامه دارد.
اقدامی ارزنده از سوی کمیته های
کارگری: در
چند سال گذشته شاهد تحرک فعالین جنبش کارگری، برای ایجاد تشکلات
کارگری
بودهایم.
هر یک بنا به شرایط و موقعیتها و گرایشاتی که داشتهاند از
زاویهای به
این مسئله
پرداختهاند و شکل خاصی از تشکل را سازمان دادند و یا زمینه ایجاد
آن
شدند.
سندیکای شرکت
واحد اتوبوسرانی تهران با سازماندهی چند هزار راننده
این شرکت
در تهران و با اعتصابشان توانستند پشت سرمایهداران را بلرزانند،
از جمله
این موارد
است. اما پس از اعتصاب شدیدا مورد یورش قرار گرفتند و سرکوب شدند.
بازداشت عده زیادی از آنها، حمله شبانه به خانه های رانندگان، غیر
قانونی اعلام
کردن
سندیکای شرکت واحد، بازداشت طولانی منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره
این سندیکا و
اخراج
بسیاری از فعالین این سندیکا از شرکت واحد، نشانگر شدت سرکوب و
برخورد با
آنها است.
متاسفانه بدلیل عدم آمادگی طبقه کارگر در حمایت از رانندگان شرکت
واحد،
سرکوب این
سندیکا عملی شد و ضرباتی بر پیکر این سندیکا فرود آمد.
دیگر
فعالین
رادیکال جنبش کارگری در تلاش برای همبستگی و هماهنگی بین پیشروان
جنبش در
راستای
ایجاد تشکل فراگیر کارگری اقدام به ایجاد کمیتهها و تشکلاتی
نمودند. از آن
جمله کمیته
پیگیری برای ایجاد تشکلات آزاد کارگری، کمیته هماهنگی برای ایجاد
تشکل
کارگری و
اتحاد کمیته های کارگری را میتوان نام برد.
واقعیت آن است
که
تمام این
تلاشها، با وجود مثبت بودن و برداشتن یک گام به جلو تا کنون
نتوانسته به
هدف خود
یعنی برپایی یک تشکل فراگیر و حتی فراهم نمودن زمینههای آن برسد.
هر کدام
از این
گرایشات رادیکال در حد توان خود در مقابل تهاجمات سرمایهداری
ایستادگی کرده
اند، اما
مسئله ایجاد تشکل فراگیر همچنان به عنوان مسئلهای لاینحل باقی
مانده و
ظاهرا پس
از گذشت چند سال، هنوز در بنبست قرار دارد...
با گذشت زمان
رادیکالیسم در این گرایشات تقویت شده و بسیاری از فعالین جنبش
کارگری به
این نتیجه رسیدهاند که ضروری است برای مبارزه با سرمایهداری و
برای
آن که این
مبارزه قویتر باشد، باید دست اتحاد وهمکاری به سوی هم دراز کنیم.
برای
آن که
بتوانیم در تقابل با سرمایهداری فقط به دادن اطلاعیه بسنده نکنیم
و بتوانیم
تحرکات
عملی داشته باشیم، ضروری است نوعی از همکاری و هماهنگی را بین خود
سازمان
دهیم.
همانطور که
گفته شد اختلافات بین ما اختلافاتی واقعی است و در نتیجه
ضروری است
ضمن حفظ موقعیت کنونیمان طرحی برای همکاری منظم حول مبرمترین
مطالبات
جنبش
کارگری، بین خود داشته باشیم. ما میتوانیم شورای همکاری متشکل از
نمایندگان
گرایشات
رادیکال جنبش کارگری مثل سندیکای شرکت واحد، کمیته هماهنگی...
کمیته
پیگیری...
اتحاد کمیتههای کارگری، انجمن فرهنگی کارگری، فعالین فلز کار
مکانیک،
دانشجویان
هوادار جنبش کارگری و بسیاری از فعالینی که مستقلا فعالیت
مینمایند،
ایجاد
نماییم. این شورا میتواند وظیفه هماهنگی و همکاری در مقابل تهاجم
به فعالین
کارگری و
یا به طور کلی طبقه کارگر را بعهده بگیرد. در چنین حالتی فعالین
متشکل در
این شورا
میتوانند به سهم خود نقش بیشتری در عرصه مبارزه طبقاتی داشته
باشند و
بخشهایی
از کارگران پیشرو را نیز جذب این حرکت نمایند. پراکندگی موجود یکی
از
علتهایی
است که بدنه طبقه کارگر را از فعالینش جدا کرده و عملا طبقه کارگر
قطبی قوی
در مقابل
سرمایهداری نمیبیند...
ما به هیچ
عنوان تصور نمیکنیم
که این طرح
کامل و بدون نقص است و بلعکس از تمام فعالین جنبش کارگری میخواهیم
که
برای تحقق
هدف ذکر شده هر پیشنهادی به نظرشان میرسد ارائه نمایند. شرایط
کنونی
ضرورت چنین
همکاری را بین ما فعالین جنبش کارگری بر جسته کرده است و باید این
مسئله
را به فال
نیک گرفت. نباید روند تهاجم سرمایهداری به حقوق ما بدون مانع جدی
و قوی
تداوم
یابد. اتحاد عمل و همکاری بین ما و حرکت در جهت ایجاد تشکلی فراگیر
بین
گرایشات
رادیکال، باید از حرف به عمل تبدیل گردد. اتحاد کمیته های کارگری،11/9/85
پس از دعوت
از فعالین جنبش کارگری برای تشکیل
شورای
همکاری فعالین جنبش کارگری بلافاصله بعضی از تشکلات و فعالین به
این دعوت
نامه پاسخ
گفتند، از جمله کمیته هماهنگی ... و کمیته پیگیری ... به این دعوت
نامه
جواب مثبت
داده و از آن استقبال کردند.
تعدادی از
فعالین در مورد هدف بالقوه
یعنی ایجاد
یک تشکل فراگیر پیشنهادات و نکاتی به نظرشان میرسید که میتوان
همه
آنها را
در شورای همکاری ... به بحث گذاشت. اما برای آن که ابتدا به ساکن
شورای
همکاری شکل
بگیرد و راه را هموار نماید ضروری است بر اساس هدف بالفعل آن یعنی
مبرمترین
مطالبات جنبش کارگری که همه بر آن توافق داریم مثل: امنیت شغلی، حق
آزادی
تشکل و
بویژه خنثی کردن تهاجم به فعالین جنبش کارگری آغاز نماییم و
شورایمان را
ایجاد
نماییم. بنابراین شورای همکاری ... بدون هیچ پیش شرطی ایجاد خواهد
شد و ضمن
پرداختن به
هدف بالفعلش میتواند در کنار آن بحث تشکل فراگیر را به تبادل نظر
بگذارد.
ایجاد شورای
همکاری فعالین جنبش کارگری، گامی است به جلو برای
ایستادگی
محکمتر در مقابل تهاجمات سرمایهداری و بر این مبنا مجددا از
فعالین دیگر
جنبش
کارگری برای شرکت در این شورا دعوت به عمل میآوریم. اتحاد کمیته
های
کارگری،15/9/85
کودکان
و جوانان:
گزارشات دیگر حاکی از این است که از 24 ميليون نفر جمعيت زير 18
سال كشور، تنها 18 ميليون نفر به مدرسه میروند و میتوان گفت، 6
ميليون كودك باقیمانده را كودكان كار تشکیل میدهند. اين كودكان
در بسياری از كارگاههای كوچك حاشیه شهرها به اشكال مختلف مورد
سوءاستفاده و استثمار وحشیانه قرار میگيرند. بنا به گزارشها در
برخی از اين كارگاهها حتی كودكان زير 7 سال مشغول به كار هستند.
براساس پژوهشی
كه احمد
رحيمی، مددكار اجتماعی، در بررسی وضعيت كودكان خيابانی انجام داده
است، گوشههای از این تراژدی کودکان کار و خیابانی به نمایش
میگذارد.
زنان:
جمهوری اسلامی، حکومت آپارتاید جنسی است. سران این حکومت از هر
فرصتی و از هر مسئلهای برای توجیه سیاستهای ضدزن زن خود استفاده
میکنند.
برای مثال
اخیرا «شكوفه گل خو»، رئیس جدید دانشگاه الزهرا، که جانشین زهرا
رهنورد شده است، با اشاره به آیات
۳۰
و
۳۱
سوره نور در قرآن،
گفت: «در دین مبین اسلام با دلایل ثابت شده فیزیولوژیكی، حجاب و
پوشش زنان اهمیت ویژهای یافته است.»
رییس
دانشگاه الزهرا، ادعا کرده است، داشتن حجاب از دیدگاه فیزیولوژیكی
امری ضروری و لازم است. به گزارش سایت آموزش نیوز، وی گفت: دراسلام
حجاب و پوشش برای زنان و فرو گرفتن نگاه برای مردان واجب شده است
زیرا یكی از دلایل این امر تاثیر تصاویر تحریككننده بر غده
هیپوفیز مردان و فعال نمودن آن است.
گل خو، گفت: از
نظر علمی با توجه به مقایسه سیستمهای تولید مثل مردان و زنان و
فعالتر بودن آن در مردان و با توجه به این كه این سیستمها تحت
تاثیر هیپوفیز در مغز است میتوان نتیجه گرفت كه تصاویر
تحریككننده از طریق بینایی بر هیپوفیز مردان به شدت تاثیر گذاشته
و آن را فعال مینماید.
استاد دانشگاه
الزهرا، افزود: پوشش مناسب برای زنان علاوه بر ایجاد مصونیت برای
آنها باعث جلوگیری از تحریك مردان میشود.
این ادعا رییس
دانشگاه الزهرا، اولا، هیچ منطق علمی و پزشکی ندارد. دوما، حجاب
سنبل حقارت و بردگی زن است. سوما، به اصلاح اگر استادان مذهبی
جمهوی اسلامی در دانشگاههای مشغول شستشوی مغزی دانشجویان بسیجی و
حزبالهی هستند، اما دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب شکست
گرایش ارتجاعی اسلامی در دانشگاههای سراسر کشور را با صدای بلند
اعلام کردهاند. از سوی دیگر، با وجود عدم تمایل جمهوری اسلامی،
بیش از 65 درصد دانشجویان دانشگاههای کشور را دختران دانشجو
تشکیل میدهند.
از سوی دیگر
نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی، در خیابانها نیز نتوانستهاند جلو
آزادیخواهی زنان را بگیرند. فرمانده نيروی انتظامی جمهوری
اسلامی، اخیرا در جمع دانشجويان دانشگاه اصفهان گفته که «در هشت
ماه اول سال، ماموران ما يك ميليون و 300 هزار مورد تذكر به
بدحجابان
دادهاند
كه اگر نصف اين موارد را هم جدی حساب كنيم، يعنی در كشور ما حدود
600 هزار
بدحجاب
وجود داشته است و نشان میدهد كه بايد اين موضوع را يك اپيدمی
اجتماعی حساب
كنيم.
وی با مهم خواندن ايجاد امنيت اخلاقی در جامعه، گفت: در امنيت
اخلاقی ما
به دنبال
امنيت خانه و خانمها هستيم.»
بدین ترتیب،
فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، آشکارا خواهان دخالت بیشتر
نیروی انتظامی و حزبالله در مسائل خصوصی مردم در خانههایشان و به
ویژه زنان شده است.
همین فشارهای
غیرانسانی جمهوری اسلامی و سرکوب سیستماتیک زنان، سبب شده که
متاسفانه تعدادی از زنان از سر ناچاری و درماندگی دست به خودسوزی
بزنند. برای مثال، هر ماه حداقل دو تا سه زن در كهگيلويه و
بويراحمدی، اقدام به خودسوزی میکنند.
به گزارش
ايسنا، سعادت شكيبايی، مسئول بخش سوختگی بيمارستان شهيد
بهشتی
ياسوج، در اين زمينه گفت: در سال جاری، از ميان 39 تن مورد
خودسوزی
ارجاعی به
اين بيمارستان، 16 تن بر اثر شدت جراحات وارده جان خود را از دست
دادند.
تبعیض و ستم بر
زنان توسط ارگانهای سرکوبگر جمهوری اسلامی، مردسالاری شدید در
خانوادهها، ازدواجهای تحميلی، فقر خانوادهها، ازدواجهای زود
هنگام، بيكاری و بیماریهای روحی و روانی وغیره
از دلايل
عمده خودسوزی در اين استان است.
جنبش زنان، در
سالهای اخیر با اعتراض و برپایی هشت مارسها، روز جهانی زن،
ضربهای به پایههای تفکر ارتجاعی اسلامی و مردسالاری وارد کرده
است. اما هنوز این جنبش مانند جنبش دانشجویی و جنبش کارگری،
رهبران و سخنگویان و نشریات و وبلاگهای واقعی خود را پیدا نکرده
و از غالب بودن گرایشات لیبرالی در رنج است. شکی نیست که زنان فعال
جنبش کارگری سوسیالیستی به امر واقفند و برای برطرف کردن این کمبود
اساسی و بزرگ میکوشند.
طرح ارتجاعی عفاف:
جمهورى اسلامى اعلام كرده است: «طرح عفاف براى جلوگيرى از بدحجابى
در ايران اجرا مىشود.» سردار مصطفى متوليان، معاون تشكلهاى ستاد
احياى امر به معروف و نهى از منكر، از اجراى طرح «عفاف» در كشور در
طول سال جارى خبر داد و گفت اين طرح به منظور ساماندهى حجاب و
جلوگيرى از ترويج بدحجابى اجرا مىشود. وى افزود، امسال طرح «تذكر
لسانى» از سوى اصناف و هيئتهاى مذهبى كشور براى احيا و اجراى
فريضه امر به معروف و نهى از منكر اجرا مىشود. به گفته وى،
تذكرهاى شفاهى و لسانى در زمينه احياى امر به معروف و نهى از منكر
بايد در بين تمامى اقشار مردم ترويج و گسترش مىيابد، چرا كه اين
دو فريضه، وظيفه شرعى هر مسلمان است.
قبل از اين نيز آيتالله حسين نورى همدانى، از عناصر مهم جمهورى
اسلامى در قم، رنگهاى «مهيج» را حرام اعلام كرده و گفته بود
بانوان، بايد حجاب اسلامى را با پوشاندن تمام بدن جز چهره و دستها
تا مچ رعايت كنند. آيتالله همدانى، در پاسخ به سئوال شهردارى قم
درباره فرهنگ اسلامى اين شهر، چنين جوابى را داده بود.
تظاهرات 22 خرداد زنان در میان هفت تیر:
مامورین سرکوبگر جمهوری اسلامی، از جمله پلیسهای زن، در 22 خرداد
1385، به تجمع زنان در ميدان هفت تیر یورش بردند و آنها را مورد
ضرب و شتم شدید قرار دادند. بدنبال این واقعه، فعالین و
برگزارکنندگان این حرکت به دادگاه احضار شدند و مورد بازجویی قرار
گرفتند.
پروين اردلان،
نوشين احمدی خراسانی، فريبا داوودی مهاجر و شهلا انتصاری، چهار نفر
از فعالان جنبش زنان و از مدافعان حقوق بشر در ايران، صبح روز
دوشنبه 29 آبان 1385، در تهران به دادگاه انقلاب (واقع در خيابان
شريعتی، ابتدای خيابان معلم) فراخوانده شدند.
آنان، پس از
بازجویی با قرار کفالت 10 میلیون تومانی آزاد شدند. اتهامات این
فعالان جنبش زنان، اقدام علیه امنیت ملی، تلاش برای بر هم زدن نظم
عمومی، دعوت و شرکت در تجمع غیرقانونی عنوان شده است.
یک میلیون فریاد امضاء:
جنبش زنان،
برای برون رفت از این وضعیت غیرقابل تحمل از هر فرصتی برای بیان
اعتراض خود استفاده میکند و برای تغییر
قوانین
تبعیضآمیز آگاهانه پا به میدان جنگ نابرابر با حاکمیت و مردسالاری
و افکار عقب مانده میگذارد.
حرکت اخیر
پیشگامان جنبش زنان، برای جمعآوری یک میلیون امضاء، برای تغییر
قوانین ضدزن، مبارزهای اجتماعی و آگاهگرانهای است که حکومت
جمهوری اسلامی را به وحشت انداخته است.
دانشجویان:
دانشگاههای
سراسر ایران،
به
مناسبت روز
دانشجو،
بار ديگر شاهد
یک
حرکت مهم به لحاظ محتوایی
در تاريخ پر فراز و نشيب
جنبش دانشجویی ایران، به ویژه گرایش آزادیخواهی و سوسیالیستی
بود.
در حالی که جمهوری
اسلامی، کلیه نیروهای سرکوبگر خود را بسیج کرده بود و در مقابل
دانشگاهها و در مراکز نظامی نزدیک به دانشگاهها به حال آمدهباش
درآورده بود، دانشجویان سراسر کشور، با برگزاری تجمعات و
راهپیمایی به استقبال روز خود شتافتند و خواستها و مطالبات خود را
فریاد زدند.
مراسم روز 16 آذر
دانشجويان
دانشگاه
تهران، با حضور جمعی در حدود
2000
هزار
نفر
برگزار
شد، حوالی ظهر در مقابل دانشكده فنی
دانشگاه تهران آغاز شد
و تا ساعت 5 غروب ادامه داشت.
دانشجويان
با خود پلاكاردهای
متعددی
حمل میكردند
كه بر روی
آنها
شعارهایی
نظیر
«در
راه آزادی
جز زنجيرهامان چيزی
برای
از دست دادن نداريم»،
«بر پا خيز
از جا كن بنای
كاخ دشمن»،
«مرگ
بر استبداد»،
«دانشجو
میميرد
ذلت نمیپذيرد»،
«وزیر بیکفایت استعفا استعفا»، «آزادی
مساوات، تحریم انتخابات» «مرگ بر دیکتاتور»، «زندانی سیاسی آزاد
باید گردد»، «اسانلو،
زرافشان آزاد بايد گردند»،
«كردستان،
گورستان فاشيسم»،
«از
آسمان دانشگاه گر تير فتنه بارد، جنبش ادامه دارد»،
«گزينش
دانشجو
ملغی
بايد گردد»،
«بر
سينه دانشجو،
ستاره افتخار است»،
«دانشجو،
كارگر، اتحاد اتحاد»،
«تبعيض
جنسيتى ملغى بايد گردد»،
«آزادى،
برابرى- سوسياليسم يا بربريت؟»،
«مردم
نان مىخواهند نه بمب»،
«هرگونه
دخالت خارجى در سرنوشت مردم ايران محكوم است»،
«سه
خودكشى،
دو
قتل و يك مرگ اين است دانشگاه»،
«دانشگاه
پادگان نيست»
و... ديده میشد.
دانشجویان
دانشگاه صنعتی سهند تبریز، مراسم گرامیداشت 16 آذر را روز سهشنبه
14 آذر ماه، برگزار کرده بودند.
دانشجویان این
دانشگاه، با حمل پلاکارد و سردادن شعارهایی از جمله «دانشگاه زنده
است»، «انقلاب فرهنگی دوم را محکوم میکنیم»، «قتل، مرگ و اخراج
دانشجویان را محکوم میکنیم»، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»،
«اتحاد، آزادی، برابری»، «دانشجو
به پا خیز» و...، سالروز 16 آذر روز دانشجو را گرامی داشتند.
در بخشی از
قطعنامه پایانی تجمع دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز، آمده
است: «ما دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند نیز آزادی، عدالت و برابری
را فریاد میزنیم و ضمن حمایت از تجمع روز چهارشنبه(۱۵ آذر) در
مقابل دانشگاه تهران و دعوت از همگان برای شرکت گسترده در آن، به
مسئولین تمامیتخواه نظام و مسئولین دانشگاه تک صدایی هشدار
میدهیم که شعله خاموشیناپذیر جنبش دانشجویی نه تنها هیچگاه
خاموش نمیشود، بلکه همواره پایههای حکومت ظلم و جور را در خواهد
نوردید. زنده باد آزادی، زنده باد برابری»
دانشجویان
دانشگاه مازندران نیز روز سه شنبه 14 آذر ماه، مراسمی را در
دانشكده علوم انسانی دانشگاه مازندران برگزار کردند.
در این مراسم که
با حضور بیش از 700 نفر از دانشجویان دانشگاه مازندران برگزار شد،
دانشجویان با خواندن سرود یار دبستانی و راهپیمایی به سمت
دانشكده، مقابل آن تجمع كردند و با گرامیداشت یاد سه دانشجوی
كشته شده در صحن دانشگاه در سال 1332، همچنین یاد و خاطره اكبر
محمدی، عزت ابراهیمنژاد و توحید غفارزاده سه دانشجویی که طی
ماههای گذشته جانباختند را گرامی داشته و به یاد آنان یک دقیقه
سکوت کردند.
در سال گذشته ،
رژيم جمهوری اسلامی در هراس از رشد مبارزات دانشجويان، با توجه به
گزارشهای موجود، نزديک به ٧٠٠ بار به سرکوب دانشجويان دست زده
است.
محمود
احمدینژاد، رییس جمهوری اسلامی، صبح
دوشنبه 20 آذر برابر
با 11 دسامبر،
در ميان تدابير
شديد امنيتی و با حضور تعداد زیادی بسيجی،
به قصد سخنرانی در دانشگاه پلی تکنيک، حضور يافت. همچنین با
برنامهريزیهای قبلی نهادهای امنيتی، برای در اختيار گرفتن سالن
توسط دانشجويان دانشگاه امام حسين(دانشگاه وابسته به سپاه) که صبح
دوشنبه با اتوبوس به اين دانشگاه منتقل شده بودند.
برنامه با نوحه
خوانی و سينه زنی بسيجيان، به اعتراض علیه احمدینژاد، تبدیل شد.
دانشجويان
جسور و معترض در ابتدا اجازه سخنرانی به دکتر رهايی رئيس انتصابی
دانشگاه امير کبير ندادند و با قرار گرفتن احمدینژاد در پشت
تريبون، وی را هو کردند.
همچنين احمدی
نژاد در خصوص دانشجويان سه ستاره با لحن تمسخرآميزی گفت: دستور
میدهم به دانشجويان سه ستاره درجه ستوانی بدهند! که اين مسئله با
اعتراض شديد دانشجويان اميرکبير مواجه شد و دانشجويان رئيس جمهور
را هو کردند. اين مسئله با اعتراض شديد احمدی نژاد مواجه شد. وی،
دانشجويان معترض را عامل آمريکا خواند و آنها را به گرفتن پول از
بيگانگان متهم کرد. سرانجام در ادامه احمدینژاد، کنترل خود را از
دست داد و با خشونت تهديد کرد که دانشجونماها را به صلابه
میکشيم.
احمدینژاد، در
آستانه انتخابات شوراها و مجلس خبرگان، برای بازار گرمی این
انتخابات که دانشجویان در مراسمهای 16 آذر خود شعار تحریم را
فریاد زده بودند و از سوی دیگر با هدف مرعوب کردن دانشجویان
آزادیخواه و چپ و سوسیالیست و روحیه دادن به دانشجویان
حزبالهی،، به دانشگاه پلیتکنیک رفت، اما به اصطلاح دست از پا
درازتر بازگشت. در يک حضور نمايشی قصد داشت با حضور در دانشگاه،
دانشجویان را مرعوب سازد و از این مسئله در جهت انتخابات تبلیغات
انتخابات سوءاستفاده نماید، در هر صورت وی از رفتن به دانشگاه هر
هدفی را دنبال میکرد با اعتراض شدید دانشجویان به ضد خود تبدیل
شد.
در اين ميان
درگيری شديد فيزيکی بين فعالان انجمن پلی تکنيک و دانشجويان بسيجی
اين دانشگاه، رخ داد. اوضاع در سالن محل سخنرانی به حدی متشنج شد
که با شروع سخنرانی احمدینژاد، دانشجويان با سر دادن شعارهای:
«مرگ بر ديکتاتور»، «مرگ بر استبداد»، «دانشجو میميرد ذلت
نمیپذيرد»، «دروغگو برو گمشو» و «محمود احمدینژاد، عامل تبعيض و
فساد»، «نظامی
حيا کن دانشگاه را رها کن» و...،
نسبت به حضور وی در دانشگاه شدیدا اعتراض کردند. دانشجويان،
شعارهای تندی را بر عليه بسيج سر دادند . دانشجويان، عکس
احمدینژاد را در سالن به آتش کشيدند. چند بار در انتهای سالن و
پشت در سالن ترقه منفجر شد و احمدینژاد، در حالی که برآشفته شده و
کنترل خود را از دست داد بود، در پاسخ گفت: توپ، تانک، مسلسل ديگر
اثر ندارد، و اگر هزار بار هم عکس من را آتش بزنيد، من به راه خودم
ادامه میدهم و با ديکتاتوری مخالفم!
سخنرانی
احمدینژاد، تحت تاثير فضای متشنج سالن و همچنين درگيریهای شديد
فيزيکی ميان دانشجويان خارج از سالن و دانشجويان بسيجی چندين بار
قطع شد.
اخبار اين واقعه
در بخشهای مختلف خبری تلویزیون جمهوری اسلامی، بدون این که تصویری
از سالن را نشان دهد با عنوان دروغ و غیرواقعی «ديدار صميمی رئيس
جمهور با دانشجويان»، پخش شد. فقط در يک بخش خبری کانال 2، فيلم
صحنه کوتاهی از آتش زدن عکس احمدینژاد و تشنج در گوشهای از سالن
نيز پخش شد.
از زمان به
قدرت رسيدن محمود احمدینژاد در تابستان سال گذشته، اين اولين بار
است که سخنرانی وی با اعتراض علنی و شدید حاضرين به هم میخورد.
همچنین
دانشجویان دانشگاه شیراز، وزیر کشور احمدینژاد را که در این
دانشگاه سخنرانی کرده بود، هنگام جواب دادن به سئوالات هو کردند.
پس از واقعه
دوشنبه نیز دانشجویان پلیتکنیک نامه سرگشادهای خطاب به
احمدینژاد نوشتند. دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر(پلی
تکنیک) که
روز پنجشنبه 23 آذر، به دیدار با رئیسجمهوری دعوت شده بودند، از
حضور در این
جلسه
خودداری کردند. «نگار زمانفر» از دانشجویان این دانشگاه در گفتگو
با
خبرنگار
آفتاب در اینباره گفت: روزی که آقای احمدینژاد به دانشگاه ما
تشریف
آوردند
مشخص نبود به دعوت چه کسی در دانشگاه حضور یافتند به اعتقاد من این
یک دعوت
تحمیل شده
بود.
زمانفر گفت:
آقای رئیسجمهور، به دانشجویان پلیتکنیک
توهین میکنند و بعد از ما میخواهند در یک جلسه عمومی حضور
بیائیم. به همین
دلیل امروز
هیچ دانشجویی از این دانشگاه به دیدار رئیس جمهور نرفته است و اگر
کسی
به عنوان
دانشجویی پلیتکنیک در آنجا صحبت کند، از بچههای ما نیست.
جمهوری اسلامی،
به ویژه پس از بزرگداشتهای 16 آذر و برحسته بودن گرایش
سوسیالیستی در اعتراضات این روز و هو کردن احمدینژاد در دانشگاه
امیرکبیر، موج تازهای از سرکوب دانشجویان فعال و معترض و چپ را
اغاز کرده است.
خبرنامه
امیرکبیر گزارش داده که طی ترم تحصیلی جاری،
8 نفر از فعالین دانشگاه مازندران به کمیته انضباطی احضار شدند.
«گیتا آذری»،
دبیر سابق کانون دختران به اتهام نشر عقاید چپ، «بیژن صباغ»،
سردبیر نشریه طوفان به اتهام نشر عقاید کمونیستی و پخش نشریات
دانشجویی چپ در دانشگاه مازندران، «آرش پاکزاد» و «سعید
یعقوبینژاد» به اتهام توهین به حراست و نهاد بسیج در جریان تجمع
16 آذر و 4 دانشجوی دیگر تنها به دلیل همراهی با اعضای انجمن
دانشجویی دانشکده فنی و فروش نشریه طوفان به کمیته انضباطی
احضار شدهاند.
در بخشی از
گزارش خبرنامه امیرکبیر آمده است: «در دانشکده فنی، فضا به شدت
در حال امنیتی شدن است...»
از سوی دیگر،
جمع کثیری
از
دانشجویان
دانشگاه صنعتی تبریز، روز سه شنبه 5 دی ماه در اعتراض به صدور حکم
9 نفر از
دانشجویان این دانشگاه در مقابل دفتر رئیس دانشگاه دست به تجمع
اعتراضی زدند.
کمیته انضباطی
دانشگاه صنعتی سهند تبریز،
برای
9 نفر از دانشجویان این دانشگاه که در تحصن شرکت کرده بودند احکام
مختلفی صادر کرده که این اقدام با اعتراض دانشجویان این دانشگاه
روبرو شده است.
دانشجویان
شرکتکننده در این تجمع با صدور قطعنامهای اقدام کمیته انضباطی
دانشگاه سهند را محکوم و خواستار لغو احکام صادره
دانشجویان
این دانشگاه شدند.
هفده دانشجوی
محروم از تحصيل در پاسخ به اظهارات اخير محمد مهدی زاهدی، وزير
علوم، نامه سرگشادهای را منتشر کردهاند.
در اعتراض به
این سرکوبها،
۵۴۲ تن
از فعالان سياسی، اجتماعی و دانشجويی ایران، در اعتراض به آنچه
«سرکوب و فشار بر دانشگاه» خواندهاند، بيانيهای صادر کردهاند.
در مقدمه اين
بيانيه آمده است:«افت کيفی مديريت و هيات علمی دانشگاهها، احضار،
اخراج و تعليق بسياری از دانشجويان فعال و آگاه دانشگاهها، تعطيل
يا محدود کردن فعاليت نهادهای مستقل دانشجويی، توقيف نشريههای
مستقل دانشجويی و پاکسازی و بازنشستگی اجباری استادان شايسته و
پاکسازیهای گسترده، پويايی و کيفيت آموزشی دانشگاهها را به شدت
کاهش داده است.»
همچنین
جمعی از دانشجويان معترض دانشگاه
اميركبير نیز در نامهای خطاب به مردم ایران، از جمله نوشتهاند: «فريادی
كه شما هفته گذشته از پلیتكنيك شنيديد؛ نه صدای هواداران احزاب
بود؛ نه صدای فريب خوردگان آمريكا و صهيونيسم. اين صدای فرياد
فرزندان شما؛ دانشجويان آزادیخواه و برابریطلب پلیتكنيك بود.
فريادی برآمده از سالها تحمل، ظلم، ستم، سركوب و خفقان حاكمان اين
سرزمين.
فرياد ما
بازتاب فقر، فساد و تبعيضی است كه در جای جای زندگی اجتماعیمان
ريشه دوانده است. و پاكترين انسانهای اين سرزمين را به خود فروشی
وادار كرده و برای با مسئوليت ترينهايش چارهای جز ترک وطن باقی
نگذاشته.
فقر، فساد و
تبعيضی كه بر كارگران، كارمندان، معلمان، زنان و مردان اين مرز و
بوم تحميل شده است. و پايه و اساس تمام دشمنیها و ناآرامیها در
زندگی روزمرهمان گشته است. مگر میشود در كشوری كه صفحه حوادث
روزنامههای آن هر روز سياهتر میگردد و ياس، خودكشی و اعتياد در
بين جوانانش بيداد میكند راحت زندگی كرد.
فرياد ما تنها؛
ندای دادخواهی و ستم ستيزی دانشجويان نيست. دانشجويانی كه اين
روزها حتی از حق تحصيل نيز محروم گشتهاند. به زندان میافتند. در
اثر اعتصاب غذا در زندان میميرند و بیشرمانه از سوی احمدینژاد و
هوادارانش مورد توهين و تمسخر قرار میگيرند.
ما به سركوب
اعتراضات به حق كارگرانی كه ماهها حقوق نگرفتهاند و به دليل
سياستهای نادرست حاكميت از كار اخراج میشوند معترضيم.
ما به قوانين
تبغيضآميز عليه زنان و سركوب وحشيانه اعتراضات مسالمتآميز آنها
برای كسب حداقلی از حقوق انسانی اعتراض داريم. ما با در بند كشيدن
منتقدين و معترضين سياسی و توقيف نشريات در كشورمان به شدت
مخالفيم...
آری ما تصمیم
گرفتهایم سرنوشتمان را خودمان تعیین کنیم.»این بخشهایی از نامه
دانشجویان دانشگاه امیر کبیر خطاب به مردم ایران است. مضمون و
محتوای سیاسی نامه سرگشاده این دانشجویان دانشگاه پلیتکنیک، بیش
از پیش استراتژی و چشمانداز مبارزه طبقاتی و سوسیالیستی جنبش
دانشجویی در پیوند با جنبش کارگری و جنبش زنان را شفافتر کرده
است. باید به استقبال آنان رفت و دستشان را به گرمی فشرد.
تهدید و آزار فعالین فرهنگی و اجتماعی:
بدنبال اعتراضات مردم شهرهای آذربايجان، بسياری از فعالان فرهنگی،
اجتماعی، سیاسی و دانشجويی توسط نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی،
تحت پیگرد قرار گرفته و زندانی شدهاند. تعدادی از بازداشت شدگان
نويسنده و روزنامهنگار هستند. در تهران، عابد توانچه وبلاگ نويس و
دانشجوی دانشگاه اميركبير و یاشار قاجار از چند روز پيش در
بازداشت اطلاعات سپاه است. چندی پیش، نشريه سپاه پاسداران به نام
«صبح صادق»، عابد توانچه و تعداد ديگری از دانشجویان را به عنوان
«ماركسيستهای آشوب طلب» معرفی کرده بود.
برای فريد
مدرسی، وبلاگ نويس و روزنامهنگار شش ماه زندان صادر شده است. علی
حامد ايمان، مديرمسئول هفتهنامه توقيف شده شمس تبريز، زهره وفايي
مدير انتشارات زينب پاشا، عيوض طاها مدير نشريه سراسری يارپاق در
شهر مغان، رضا کاظمی، مدير اجرايی نشريه يارپاق، يونس صفدری و بابك
اجاق نويسندگان نشريه يارپاق، علی نظری مدير نشريه آراز، وحيد
درگاهی نويسنده نشريه آوای اردبيل، حسن ارک، عضو شورای سردبيری
هفتهنامه توقيف شده شمس تبريز، احمد رضايی، نويسنده و استاد
دانشگاه، منوچهرعزيزی، چنگيز بختاور در تبريز، اروج اميری در مرند
و امين موحدی در مشگين شهر، از جمله روزنامهنگارانی هستند كه بر
اساس گزارش كميته دانشجویی دفاع از زندانيان سياسی در تهران، در
شهرهای مختلف آذربايجان و اردبيل دستگير شدهاند.
سازمان
گزارشگران بدون مرز، در آخرين بيانيه خود تحت عنوان «سرکوب مطبوعات
و روزنامهنگاران در استانهای شمالی ايران ادامه دارد»، با محکوم
کردن سانسور و سرکوب و اختناق جمهوری اسلامي، خواستار آزادی فوری
روزنامهنگارانزندانی در شهرهای آذربایجان شده است. اين نهاد مدافع
حقوق نويسندگان و روزنامهنگاران، به بازداشت شش روزنامهنگار در
استانهای آذربایجان اشاره کرده است.
خبرگزرای کار
جمهوری اسلامی، «ايلنا»، چهارشنبه 10 خرداد ماه 1385، نوشت: «علی
حامد ايمان، مديرمسئول هفتهنامه توقيف شده شمس تبريز پس از
دستگيری، يك بار با خانواده خود تماس تلفنی گرفته و از وضعيت
بازداشت خود خبر داده است.» ايلنا، همچنين روز جمعه 12 خرداد، خبر
داد که دفتر روزنامه ندای آذرآبادگان در تبريز، پلمپ شده است.
روزنامه ندای آذرآبادگان، از قديمیترين نشريات استان آذربايجان
شرقی است که صاحب امتياز آن را شرکت فراز نشر تبريز و سردبير اين
روزنامه و مديرعامل اين شرکت را ابوالفضل وصالی بر عهده دارد.
در حال حاضر
چند وبلاگ نويس ديگر از جمله مجتبی سميعی نژاد، آرش سيگارچی و بينا
داراب زند، و چند روزنامه نگار از جمله الهام افروتن، محسن درستكار
و...، در زندان بسر میبرند.
سال گذشته، بیش
از 30 روزنامهنگار و وبلاگ نويس در زندانهای جمهوری اسلامی،
بودند. از این رو سازمان عفو بينالملل در گزارش اخير خود، ايران
را يکی از 3 کشور ناامن برای خبرنگاران معرفی كرده است.
بدین ترتیب، ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، زندان بزرگی برای
اکثریت مردم ایران، به ویژه برای فعالین سیاسی و اجتماعی،
نویسندگان و روزنامهنگاران و وبلاگنویسان است.
جمعآوری ماهوارهها:
اکثریت
مردم ایران، به دلیل این که اعتمادی به این حکومت و رسانههایش
ندارند، همواره به رسانههای خارج کشور روی میآورند. از این رو
مامورین جمهوری اسلامی دیوانهوار از در و دیوار مردم بالا میروند
تا آنتنهای ماهوارهای را جمع کنند. جمهوری اسلامی، اعلام کرده
است که با اجراى «طرح امنيت اجتماعی»، تجهيزات ماهوارهاى جمعآورى
و با عوامل خريد و فروش و نصب آن برخورد مىشود.
سرتيپ احمد
روزبهانی، مديرکل مبارزه با «مفاسد اجتماعی» در نيروی انتظامی
ايران، شمار افرادی را که در ايران به تجهيزات دريافت کانالهای
تلويزيونی ماهوارهای دسترسی دارند و میتوانند برنامههای اين
شبکههای تلويزيونی را تماشا کنند، 35 درصد مردم اين کشور اعلام
کرد. روزبهانی، به خبرنگاران گفت، طی پنج ماه نخست سال جاری
خورشيدی در ايران(21 مارس تا 22 اوت)
۱۱۰هزار
قطعه تجهيزات ماهوارهای از پشت بام مجتمعهای مسکونی و باندهای
واردکننده اين تجهيزات به کشور جمعآوری شده است.
کانون نویسندگان
ایران، در اعتراض به سانسور و اختناق جمهوری اسلامی، با انتشار
بیانیهای از مردم خواسته است که در مقابل هجوم حکومت ایستادگی
کنند: متن
بيانيه کانون به شرح زير است: مردم شريف و آزادهى ايران
اخبار و
اطلاعات موجود در باره اقدامات جارى حاكى از اتخاذ سياستهاى
اسفبار در همه زمينههاى هنرى و فرهنگى است كه چشمانداز وخيمتر
آينده فرهنگ ايران را به تصوير میكشد.
سانسور كتاب و
مطبوعات، فيلترينگ سايتهاى اينترنتی، جمعآورى آنتنهاى
ماهوارهاى و اعمال سانسور در عرصههاى مختلف سينما و تئاتر هر روز
تشديد میشود.
كانون
نويسندگان ايران خود را ملزم میداند در مورد پيامدهاى سركوبهاى
فرهنگى و هنری، نگرانى عميق خودرا ابراز دارد و يادآور شود اين ننگ
بر سردمداران دستگاههاى مسئول باقى خواهد ماند كه اقدامات آنان
شكوفايى نسل امروز و ميراث فرهنگى مردم را به خطر میاندازد و به
سقوط میكشاند.
اين سياست
ضدفرهنگی، ضمن افزايش فشار بر نويسندگان و مترجمانى كه معيشت آنان
وابسته به نشر آثارشان است، موجب ورشستگى صنعت نشر و چاپ، ركود
كامل سينما و ئتاتر مستقل و خلاق، موسيقى و نقاشى و ديگر زمينههاى
آفرينش هنرى، فرهنگى و فكرى خواهد شد.
كانون
نويسندگان ايران با توجه به اين وضعيت اسفناك از همه دوستداران
فرهنگ و هنر و انسانهاى آزاديخواه میخواهد كه در برابر اين هجوم
ويرانگر قاطعانه ايستادگى كنند. كانون نويسندگان ايران، 27 مرداد
1385
واقعه آذربايجان:
آيا واقعا طنز تلخ «سوسك زبان نفهم»، سبب شد كه مردم تبريز و ديگر
شهرهاى آذربايجان غربى و شرقى به خيابانها بريزند؟!
هر طرح و سياستى پشت اين كاريكاتور توهينآميز به مردم ترك زبان
آذربايجان خفته باشد اما در اين واقعيت هيچ تغييرى نمىدهد كه مردم
جان به لب رسيده دنبال بهانهاى مىگردند تا خشم فروخفته 27 ساله
خود را بر عليه اين رژيم جهل و جنايت بيرون بريزند.
برای مثال، زنانی که در سال گذشته به مناسبت 8 مارس، قصد داشتند
کنفرانسی را در تبریز برگزار کنند، مقامات جمهوری اسلامی در این
شهر، این شرط را در مقابل آنها قرار داده بود که کنفرانس باید به
زبان فارسی باشد. قبلا اعلام شده بود که کنفرانس به زبان ترکی
برگزار خواهد شد. سرانجام این کنفرانس لغو شد. یا این که باز هم
سال پیش جمهوری اسلامی تلاش کرد، نام ترکی جزیرههای دریاچه
ارومیه را به فارسی تغییر دهد.
بنابراین اعتراض گسترده و اجتماعی مردم شهرهای آذربایجان نبايد
اعتراض به يك كاريكاتور و نوشته مربوط به آن قلمداد شود. زیرا
مردم به دليل نفرت از جمهورى اسلامى در حالی به اين اعتراض
پيوستند كه خيلى از آنها كاريكاتور مورد بحث را نديده بودند.
براساس آمارهاى منتشر شده، نيروهاى رعب و وحشت و ترور جمهورى
اسلامى، با تيراندازى به روى مردم معترض، دست كم 6 نفر را در
نقده، 1 نفر را در مشكين شهر و 1 نفر را نيز در اروميه به قتل
رساندند.
همچنین عیوض صیادی، پیرمرد هشتاد سالهای که در جریان تظاهرات روز
سه شنبه دوم خرداد در اورمیه، بر اثر ضرب و شتم ماموران ضد شورش،
دچار آسیب جدی شده بود روز دهم خرداد ماه، یعنی هشت روز پس از
بستری شدن در گذشت. پیش از این فرزاد اسد پور، جوان ۲۱ ساله در
جریان اعتراضات مردم اورمیه، یک روز پس از ضرب و شتم توسط ماموران
جان سپرده بود.
حال زخمىهاى تبريز و نقده وخيم اعلام شده است و اين كه رژيم
كشتههاى تبريز را از مردم مخفى كرده است دهان به دهان در ميان
مردم اين شهر مىچرخد. رييس دادگسترى آذربايجان غربى، تعداد
دستگيرشدگان حوادث اخير اين استان را 250 نفر اعلام كرده است كه به
اقرار وى، عدهاى از آنها كم سن و سال هستند. اما اخبارهاى
غيررسمى حاكى از آن است كه تعداد كشتهها و زخمىها و دستگيرشدگان
بسيار بالاتر از آمارهاى رسمى است. در برخى شهرها نيز حكومت نظامى
اعلام نشده برقرار شده است.
باندهاى جمهورى اسلامى و پان تركيستها و قوم پرستان، شعارهايى را
در ميان جمعيت دهها هزار نفرى خشمگين سر دادهاند كه گويا اين
اعتراض، اعتراض «ترك»ها به «فارس»ها است. چنين چيزى واقعيت
ندارد و چنين تفكرى ساخته و پرداخته توطئهگران و باندهاى مافيايى
جمهورى اسلامى و قومپرستان براى ايجاد تفرقه در مبارزه
آزادىخواهانه مردم جان به لب رسيده عليه جمهورى اسلامى است. لازم
به تاكيد است كه در حركتهاى خودجوش، احتمال اين كه شعارهاى
نامربوط نيز داده شود وجود دارد. اما سر دادن چنين شعارهايى ضعف
شركتكنندگان آزادىخواه است. از سوى ديگر مگر كم كارگران، زنان،
جوانان و دانشجويان و مردم آزادىخواه «فارس زبان» توسط جانيان
جمهورى اسلامى ترور، زندانى و شكنجه و اعدام شدهاند؟! كارگران و
مردم آزادىخواه ايران، بدون توجه به مليت، جنسيت و باورهاى دينى
به عنوان يك طبقه عليه جمهورى
اسلامى مبارزه مىكنند. كسان و جرياناتى كه شعارهاى تفرقهافكنانه
در تظاهرات عظيم شهرهاى آذربايجان سر دادهاند قبل از هر چيز
همبستگى با اين اعتراض بر حق را خدشهدار مىكنند و قبل از هر چيز
آگاهانه و ناآگاهانه آب در آسياب دشمن آزادى و برابرى و رفاه و
شادى، يعنى جمهورى اسلامى مىريزند. فراموش نكنيم كه بيشتر
قدارهبندان جمهورى اسلامى، آذربايجانى هستند، خلخالى، موسوى
اردبيلى، خامنهاى، موسوى تبريزى، از چهرههاى شاخص اين رژيم جهل
و جنايت جمهورى اسلامى است. ملاحسنى، نماينده امام در اروميه و
امام جمعه اين شهر، يكى از جانيان سرشناس جمهورى اسلامى است كه در
سالهاى اوايل انقلاب بهمن 57، قتلعام مردم قارنا و ايندرقاش را
در كردستان فرماندهى كرده و در نقده نيز جنگ ترك و كرد راه انداخته
بود. اكنون وى، در خطبههاى نماز جمعه خود، همواره پاكسازى قومى
كردها از مناطق آذربايجان تبليغ مىكند و با كلمات زشت و ناروا و
فاشيستى مردم انقلابى و مبارز كردستان را تهديد مىكند.
البته در اعتراضات مردم شهرهاى آذربايجان، ارگانهاى رنگارنگ سركوب
جمهورى اسلامى، مانند وزارت اطلاعات، جمعيت موتلفه، هيات رزمندگان
اسلام شمال غرب كشور، سازمان تبليغات اسلامى آذربايجان شرقى، شوراى
اسلامى اصناف و سياستگذارى بازار، نمايندگان سپاه پاسداران، وزارت
آموزش و پرورش، صدا و سيما، نيروى بسيج، امام جمعهها و ..،
علاوه بر اين كه سعى كردهاند در ميان مردم معترض نفوذ كنند و با
سر داد شعارهاى ضدفارس فاشيستى، اين اعتراض را تضعيف كنند، به
زعم خود تظاهراتهايى را در دفاع از رژيم، فعاليتهاى هستهاى و...
راه انداختند تا افكار عمومى را منحرف سازند.
ستم ملى در ايران يك واقعيت غيرقابل انكار است. بايد اين ستم را به
رسميت شناخت و براى حل آن نيز راه سياسى و انسانى و متمدنانه را
برگزيد.
سيستان و بلوچستان:
جمهورى اسلامى ايران، حدود ده هزار نفر از نيروهاى مسلح خود را با
پشتيبانى توپ و تانك و هليكوپتر و هواپيماهاى بمبافكن راهى سيستان
و بلوچستان كرده است. مقامات جمهورى اسلامى، هدف از اعزام اين
نيروهاى ويژه به اين استان محروم را مانور نظامى به منظور «تامين
امنيت» مناطق شرقى كشور اعلام كردهاند، اما واقعيتها و اخبار
محلى حاكى از آن است كه اين نيروها مشغول سركوب شديد و وحشيانه
مردم اين منطقه و روستاهاى مرزى هستند. بنا به گزارش خبرنگار
اعزامى خبرگزارى دانشجويان ايران ايسنا به سيستان و بلوچستان، در
رزمايش بزرگى كه با نام «اقتدار» و پشتيبانى بالگردهاى هوا نيروز
و هوا ناجا از روز پنجشنبه 28 ارديبهشت ماه در منطقه عمومى غرب
زاهدان با شركت ده هزار نيروى نظامى برگزار شد، يگانهايى از نيروى
انتظامى، نيروى زمينى سپاه و بسيج شركت داشتند. هدف از اجراى اين
رزمايش، بررسى توانمندىها و كسب آمادگى جهت تداوم عمليات عليه آن
چه حكومت «اشرار و گروهكهاى ضدانقلاب وابسته به بيگانه» خوانده
شد، اعلام شده است. براساس اين گزارش، در سومين روز اجراى اين
مانور بزرگ، ماموران 5 قرارگاه «نصر كرمان»، «بعثت بسيج»، «قرارگاه
فتح سيستان»، «قرارگاه خراسان جنوبى»، و يك «يك قرارگاه نيروى
زمينى»، طى عملياتهاى هماهنگ، مانورى را در مقابله با دشمن فرضى
به نماش بگذارند. اما در دومين روز از آغاز اين رزمايش، اخبار و
اطلاعاتى مبنى بر فعاليتهاى يك پايگاه به گفته مسئولان رژیم،
-«اشرار»- در منطقه «شورو» به دست آمد كه در پى شناسايى اين
پايگاه، سه واحد از نيروهاى حاضر در رزمايش به منطقه اعزام شد و
«اشرار» را سركوب كرد.
شايان ذكر است كه استان سيستان و بلوچستان، از محرومترين و
فقيرترين استانهاى كشور است كه فقر و بيكارى و آسيبهاى اجتماعى
در اينجا غوغا مىكند. چنين وضعيت اقتصادى و اجتماعى در استان
سيستان و بلوچستان، محصول سياستهاى تبعيضگرايانه جمهورى اسلامى
است.
توزیع فقر و ثروت:
براساس
مطالعات انجام شده، هم اكنون حدود 50 درصد جمعيت روستايی و 20 درصد
جمعيت شهری در ايران زير خط فقر زندگی میكنند كه با توجه به تركيب
جمعيت شهری و روستايی كشور حدود 30 درصد جمعيت كشور در محدوده و يا
زير خط فقر قرار دارند. به عبارت ديگر براساس برخی ارزيابیها بالغ
بر 12 ميليون نفر زير خط فقر زندگی میكنند كه حتی از دريافت مقدار
مناسب دو هزار كالری در روز محروم هستند.
بررسیها و
آمارها نشان میدهند، در حال حاضر از كل دارايیهای جهان 5/2 درصد
آن متعلق به ايران است كه فقط يك درصد جمعيت دنيا را تشكيل میدهد
كه سهم دهك بالايی(ثروتمند) جامعه در ايران از مجموع اين درآمدها
برابر 30 درصد و سهم دهك پايين(فقير) تنها 5/1 تا 2 درصد است. يعنی
نسبت دهك بالا به پايين بيش از 20 برابر است. در حالی كه اين شاخص
در كشور در حال توسعهای چون پاكستان 7/6 درصد و در كشور
پيشرفتهای مانند فرانسه 9 درصد است.
همچنين بر اساس
بررسیهای آماری مركز آمار ايران، وزارت كار و بانك مركزی در سال
گذشته، حداقل خط مطلق فقر برای يك خانوار چهار نفره 261 هزار تومان
و از نظر سازمان مديريت 275 هزار تومان است.
در حال حاضر
نيز بر اساس محاسبات انجام شده خط فقر برای هر خانوار چهار نفری
شهری و روستايی به طور متوسط 300 هزار تومان است. اين در حالی است
كه با اين ميزان درآمد 70 درصد حقوق بگيران زيرخط فقر زندگی
میكنند.(منبع
آمارها از: پایگاه اینترنتی سرمایه)
حراج کلیه در ایران:
روز یکشنبه
16 مهر ماه 1358 - 8 اکتبر 2006، تلویزیون کانال 2 سوئد، فیلم
مستند تکاندهنده و دلخراشی را تحت عنوان «حراج کلیه» در ایران
نشان داد. در این فیلم، افراد به علت فقر مطلق کلیههای خود را
میفروشند.
سایت تلویزیون
سوئد، در معرفی
این
فیلم مستند، نوشته است:
بعد از به قدرت
رسیدن جمهوری
اسلامی، فقر آنچنان در ایران گسترش یافته که مردم برای گذران
زندگی خود
اقدام به
کارهایی میکنند که در گذشته فقط در خصوص فقیرترین کشورهای جهان
میتوانستیم بخوانیم. و حالا جزئی از واقعیتهای تلخ جامعه ایران
شده است.
مهرداد و سهيلا
دو تن از صدها جوان ايرانی هستند که تصميم گرفتهاند که يکی از
آخرين دارائیهای خود را يعنی کليهشان را بفروشند. ايران يکی از
معدود کشورهای دنياست که فروش اعضای بدن در آن آزاد است و حتی از
حمایتهای دولتی نيز برخوردار است.
سهيلا، يکی
ديگر از فروشندگان کليه، دختری است که هزينه زندگی دو خواهر خود را
نيز تامين میکند. مهرداد و سهيلا، به يکی از صدها سازمان واسطه
فروش کليه متوسل میشوند که زیر چتر حمايت دولت قرار دارند.
فيلم جريان
فروش کليه توسط این دو جوان را از آغاز تا هنگام عمل و حتی بعد از
اتمام پول حاصل از فروش کلیه را نشان داد. هر دو اینها اذعان
دارند که به عنوان تنها راه حل مشکلات سنگين مادی، به فروش ارگان
بدن خود متوسل شدهاند. آن ها در مقابل دوربین اشک میريزند. آنها
بر سر قیمت کلیه با هم چانه میزنند تا کمی مبلغ را بالا ببرند،
اما در عین حال هم دهنده و هم گیرنده کلیه روابط انسانی خوبی با هم
دارند.
سهيلا، مسئولیت
تامین زندگی دو خواهر کوچک خود را به عهده دارد. برای تامين
هزینههای مسکن و پرداخت قرضهایش نياز به پول دارد. سهيلا میگويد
تلاش کرده است که پول را از طريق قرض به دست بياورد، ولی نتوانسته
و از او توقعات جنسی داشتهاند و حتی يکی از مسئولين دولتی به او
گفته است با قيافهای که تو داری میتوانی پول زيادی به دست
بياوری.
مهرداد بيکار
است. او، به دلیل این که برای تامين هزينه زندگی از جمله سقط جنين
غیرقانونی همسرش به پول نیاز دارد، تنها راه چاره را در فروش کلیه
خود دیده است.
مهرداد میگويد: ...
تعداد هر چه بيشتری با روند فروش اعضای بدن آشنا میشوند الان
ديگر تعداد فروشندگان كليه بيشتر از تعداد متقاضيان آن است. قيمت
كليه پايين آمده است و در بسياری موارد اين آخرين راه باقی برای
جوانان است. البته اگر نخواهند خودفروشی كنند، پيشنهادی كه مقامات
دولتی به سهيلا دادند.
در این فيلم
مستند، مسئولین موسسه اهداءکلیه، میگویند که يک ميليون تومان از
طرف دولت و دو ميليون تومان توسط گيرنده به اهداء کننده کلیه
پرداخت میشود. بنا به گفته تلويزيون سوئد، ايران از نادر کشورهايی
است که فروش ارگانهای بدن در آن قانونی است و دولت هم به اين کار
کمک میکند.
بنا به همین
گزارش، در ايران 137 مرکز رسمی مبادله کليه وجود دارد. موسسه تهيه
کننده گزارش میدهد هر ده دقيقه يک جوان خواهان فروش کليه خود
میشود. بسياری از فروشندگان افرادی تحصيل کرده هستند که قربانی
مصايب اجتماعی شدهاند. در گزارش همچنين آمده است بخش اعظم کليهها
توسط واسطهها در خارج به بهايی چند برابر فروخته میشود.
در پایان فیلم
نشان داده میشود که سهیلا در خانه خواهرش زندگی میکند. مهرداد
نیز تاکسی خود را در یک تصادف از دست داده و بیکار است.
این فیلم توسط «نیما
سروستانی»،
خبرنگار ایرانی مقیم سوئد، ساخته شده است.
فتوای قتل روزنامهنگاران:
آیتالله
محمد فاضل، نهم آذر ماه برابر با سی نوامبر در قم، فتوای قتل دو
روزنامهنگار جمهوری آذربایجان را صادر کرده است. براساس رسانههای
جمهوری اسلامی، آيتالله فاضل لنكرانی، در پاسخ به جمعی از مقلدين
خود در این جمهوری، حکم قتل نويسنده و مدير روزنامهای را در
جمهوری آذربايجان، به عنوان عاملين توهين به پيامبر اسلام صادر
کرده است.
رافق تقی،
نويسنده نشريه «صنعت»، چاپ باكو، در مقالهای كه در تاريخ پانزده
آبان ماه، با عنوان «اروپا و ما» نوشته بود، قران و اسلام و پیغمبر
را طرفدار خشونت و جنگطلب و ضدحقوق انسانی نامیده است. اين
نشريه، غیردولتی و هر دو ماه يک بار در باکو منتشر میشود.
پیش از این که
آيتالله
فاضل لنکرانی خواستار قتل رافق تقی و سمير صداقت اوغلو، سردبير این
نشريه شود؛ جمعی از مذهبیون روستای نردران در شمال باکو، پايتخت
جمهوری آذربايجان خواهان قتل رافق تقی شده بودند که پليس اين
جمهوری، آپارتمان محل سکونت او را تحت محافظت قرار داده است.
از هنگامی که
مقاله رافق تقی در نشريه صنعت چاپ شده، سران حکومت اسلامی،
بلافاصله تعدادی از عناصر بسیجی و حزبالهی را به تجمعاتی در تهران
و تبریز و اردبیل در مقابل سفارت آذربایجان در تهران کشاندهاند و
با اعمال فشار به دولت جمهوری آذربایجان٬ خواهان دستگیری و قتل
نویسنده و سردبیر نشریه و معذرتخواهی دولت آذربایجان از مسلمانان
شدهاند.
بدین ترتیب،
جمهوری اسلامی و آخوند لنکرانی، با این اقدام تروریستی و غیرانسانی
خود، بار دیگر به جهانیان نشان دادند که هنوز از تروریسم دولتی دست
نکشیدهاند.
گفتنی است که
18 سال پيش نيز سلمان رشدی، نويسنده كتاب آيات شيطانی، خمينی،
بنیانگذار جمهوری جهل و جنایت و ترور اسلامی، فتوای قتل وی را
صادر كرد. از آن زمان تاكنون بارها اقداماتی برای اجرای اين حكم
انجام شده است.
در واقع به یک
معنی میتوان گفت که آیتالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی،
تروریسم دولتی را آشکارا رسمیت داد و دشمنی خود را با آزادی بیان و
اندیشه در سطح بینالمللی اعلام کرد. خمینی، در تاریخ
۲۵
بهمن ۱۳۶۷،
فتوایی مبنی بر ترور سلمان رشدی به دلیل «ارتداد» و نوشتن کتاب
«آیات شیطانی» صادر کرد، و جایزهای سه میلیون دلاری برای کسی که
فتوا را اجرا کند تعیین شد.
سردمداران
جمهوری اسلامی، رسما هنوز حکم خمینی را لغو نکردهاند و هر سال نیز
بر این حکم تاکید میکنند. همچنین بنیاد 15 خرداد و سپاه پاسداران
نیز جایزه ترور سلمان رشدی را بالا میبرند.
سران شناخته
شده جمهوری اسلامی، از جمله خامنهای، گلپايگانی، فاضل لنكرانی،
موسوی اردبيلی، يوسف صانعی، جوادی آملی، سيدمحمدحسين فضلالله،
هاشمی رفسنجانی، جنتی، يزدی، حسن صانعی، سيدمحمد خاتمی و مهندس
ميرحسين موسوی(نخست وزير وقت)، رسما و علنا از حکم ترور خمینی
دفاع کردهاند.
در سال
۱۹۹۱،
مترجم کتاب آیات شیطانی به ژاپنی، هیتوشی ایگاریشی در توکیو با
ضربات چاقو به قتل رسید، و به مترجم ایتالیایی کتاب هم در میلان
حمله شد. در سال
۱۹۹۳
ناشر نروژی کتاب مورد حمله مسلحانه قرار گرفت.
جمهوری اسلامی
ایران، تاکنون صدها نفر از فعالین سیاسی و فرهنگی مخالف خود را با
همین فتواهای علنی و مخفی در داخل و خارج ترور کرده است.
سقوط هواپیمای مسافربری:
روز جمعه
اول سپتامبر، يک فروند هواپيمای مسافربری از بندرعباس به مقصد
مشهد، پس از آن که در باند فرودگاه مشهد به زمين نشست به علت
ترکيدگی چرخ دچار حريق شد و بنا به گفته وزير راه ايران تعداد کشته
شدگان اين حادثه(28
تن كشته و 43 تن مجروح و نامشخص بودن سرانجام 15 مسافر ديگر)
است.
به گزارش
خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، رحمتی گفت: «تمامی
۱۱
خدمه پرواز اين
هواپيما زندهاند و مدارک و دستگاههای اطلاعات پرواز هم سالم است
و اين شواهد و اسناد داخل هواپيما برای اظهار نظر درباره علت حادثه
كفايت میكند.»
هواپيمايی که
دچار سانحه شده از نوع توپولوف
۱۵۴
ساخت روسيه و متعلق به شرکت هواپيمايی ايران ايرتور بوده و از
بندرعباس در جنوب ايران به مشهد پرواز کرده بود.
به گزارش
«مهر»، وزارت راه و ترابری در مصوبهای در سال 83 خواستار خروج 7
فروند هواپیمای توپولوف استیجاری شرکت هواپیمایی ایران ایرتور شده
بود که این شرکت این مصوبه را اجرا نکرد.
سقوط هواپيمای آنتونوف سپاه پاسداران:
صبح روز دو
شنبه، 6 آذر 1385 برابر با 27 نوامبر 2006، يك فروند هواپيمای
آنتونوف 74، دقايقی كوتاه پس از اوجگيری از زمين در فرودگاه
مهرآباد، سقوط كرد. این هواپیما،
با ٣۱ سرنشین و ۶ نفر گروه پروازی حامل جمعی از فرماندهان میانی و
کادر نیروهای هوایی و دریایی سپاه که قرار بود از تهران به مقصد
شیراز و سپس بوشهر پرواز کند، سقوط کرد.
دو سرنشين ديگر
هواپيما که زنده باقی ماندهاند در بیمارستان درگذشتند.
گفتنی است که
در یک سال گذشته سه هواپیمای نظامی ایران سقوط کرده است. هواپيمای
«سی 130» در حوالی فرودگاه مهرآباد و سقوط هواپيمای فالکون
فرماندهان سپاه در حوالی اروميه، و اکنون سقوط يک فروند هواپيمای
آنتونف حامل تعدادی از کادرهای سپاه. هواپيمای
c-130،
پس از صعود در حومه تهران سقوط كرد كه كليه 108 سرنشين آن كه عمدتا
خبرنگار بودند نيز جان خود را در اين سانحه هوايی از دست دادند.
در سقوط
هواپيمای فالکون
در آذربايجان غربی، فرمانده نيروی زمينی، معاون نيروی زمينی سپاه
پاسداران، فرمانده لشگر 27 رسولالله و برخی ديگر از مسئولان سپاه
درگذشتند.
پس از سقوط این
هواپیماها، جمهوری اسلامی کمیسیونهای تحقیق را برای بررسی علل
سقوط آنها را تشکیل میدهند که هر گز نتایج تحقیق این کمیسونهای
به اطلاع افکار عمومی جامعه نمیرسد.
«هولوکاست، چشم انداز جهانی»:
یکی از مسایل جنجالی ایران در سال گذشته، برگزاری کنفرانس نفی
هولوکاست با عنوان «هولوکاست، چشم انداز جهانی»، در تهران بود. با
دعوت وزارت امور خارج جمهوری اسلامی ایران، تنی چند از فاشیستهای
سرشناس جهان، راهی تهران شدند و با استقبال گرم مقامات جمهوری
اسلامی روبرو گردیدند.
کنفرانس هولوکاست،
در روزهای دوشنبه 20 و سه شنبه 21
آذر ماه
برگزار شد.
از زمانی که
محمود
احمدینژاد، رييس جمهوری اسلامی،
خواهان نابودی اسرائیل و نفی هولوکاست شده، توجه گروههای نژادپرست
و فاشیست جهان را به خود جلب کرده و ترجمه سخنان او، در سایتهای
اینترنتی و نشریات فاشیستها و نژادپرستان کشورهای غربی انعکاس
یافته است.
سخنان احمدینژاد،
در باره انکار هولوکاست، سال گذشته جنجال آفريد. او، هولوکاست و
مرگ شش ميليون نفر در اردوگاههای مرگ نازیها را «افسانه» خوانده
بود.
هولوکاست، به
کشتار سازمانیافته یهودیان اروپا، در زمان جنگ جهانی دوم اطلاق
میشود که حزب نازی به رهبری «آدولف هیتلر»، در آلمان بر سر کار
بود.
برخی از کسانی
که به عنوان محقق و دانشگاهی به کنفرانس تهران دعوت شده بودند، به
دلیل فعالیتهای نژادپرستانه در کشورهای خود تحت تعقیب قانونی قرار
گرفتهاند و حتی از کار برکنار شدهاند.
از جمله حدود
ده ماه پيش، ديويد اروينگ مورخ سرشناس انگليسی، به جرم انکار
هولوکاست در دادگاهی در وين، پايتخت اتريش، مجرم شناخته و به سه
سال زندان محکوم شد. فردريک توبن»، از استراليا بود که در سال 1999
به جرم نفی هولوکاست در آلمان زندانی شد.
ديويد دوک،
نماينده سابق ايالت لوئيزيانا در کنگره آمريکا و رهبر گروه
نژادپرست کوکلاس کلان، خاخام موشه فريدمن از اتريش و روبرت
فوريسون، مورخ از دانشگاه سوربن فرانسه، از جمله شرکتکنندگان
کنفرانس نفی هولوکاست تهران بودند.
وزير خارجه
فرانسه، از احتمال پيگرد قانونی روبر فوريسون، نويسنده فرانسوی به
علت اظهاراتی خبر داد که وی در سخنرانی خود در همايش هولوکاست در
تهران بيان کرده است.
روبر فوريسون
که تاکنون با نوشتن مقالات و کتابهای متعددی هولوکاست را جعل
تاريخی قلمداد کرده از جمله سخنرانانی بوده که برای سخنرانی در
همايش هولوکاست به تهران دعوت شده بود.
روبر فوريسون،
اين که يهوديان در اتاقهای گاز به صورت دستهجمعی کشته شده باشند
را رد میکند و اعتقاد دارد که شمار يهوديانی که در سرزمينهای تحت
تصرف آلمان نازی کشته شدند بيش از دويست و پنجاه هزار نفر
نمیتواند باشد.
یک معلم سوئدی
برای شرکت در کنفرانس هولوکاست به تهران رفته، از کار برکنار خواهد
شد. «جان برنهوف(Jan
Bernhoff)
، که یک معلم علوم کامپیوتر میباشد و در کنفرانس
دو روزه
هولوکاست در تهران شرکت کرده بود؛ در کار خود معلق شد.
برنهوف، که
در سخنرانی خود تعداد شش
میلیون
کشته یهودی در اروگاههای نازیها را زیر سئوال برده و آن را 300
هزار نفر ذکر
کرده بود؛
اظهارات و سخنرانی وی در کنفرانس تهران مورد مخالفت دولت سوئد
قرار گرفته
است.
لازم به
یادآوری است که جمهوری اسلامی در ماه گذشته نیز نمایشگاه کاریکاتور
نفی هولوکاست برگزار کرده بود. به گزارش فارس، محمدحسين صفار
هرندی، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، در مراسم اختتاميه و اهدای
جوايز مسابقه بينالمللی كاريكاتور هولوكاست كه در موزه هنرهای
معاصر تهران، برگزار شده بود، از جمله گفت: «رسوایی هولوکاست علمی
است که این آزادمرد - احمدی نژاد - بر افراشت»
هرندی افزود:
«هيچ هنری بالاتر از اين نبود كه هنرمندان جهان خطر كنند و برای
آگاهی دادن به جهانيان در مسابقه كاريكاتور هولوكاست شركت كنند و
اين خطر را بپذيرند.»
دو روز پس از
پايان همايش جنجال برانگيز هولوکاست در تهران، بنيادی جهانی برای
بررسی واقعيت داشتن يا نداشتن کشتار سازمانيافته
شش ميليون قربانی در زمان جنگ جهانی دوم در اروپا، در ايران تاسيس
شد.
بان کی مون،
دبيركل جديد سازمان ملل متحد، در اولين سخنان خود پس از مراسم
معارفه و سوگند «بن کی مون»، دبیرکل جدید سازمان ملل، روز پنج شنبه
23 آذر - 14 دسامبر 2006، برگزاری کنفرانس هولوکاست در ايران را
محکوم کرد.
بنا به
خبرگزاری جمهوری اسلامی، شرکت کنندگان همايش هولوکاست که 67 نفر از
سی کشور جهان بودهاند، به اتفاق آرا محمدعلی رامين، دبير اين
همايش را به عنوان دبيرکل بنياد جهانی بررسی هولوکاست انتخاب
کردهاند و رامين به اين خبرگزاری گفته که يکی از برنامههای
بنياد تشکيل هيئت حقيقت ياب برای موضوع کشتار يهوديان است.
در مقطع جنگ
جهانی دوم، حکومت نازی در آلمان، حدود شش ميليون نفر انسان نه تنها
یهودیان، بلکه کولیها، معلولین، همجنسگراها و همچنین فعالین
تشکلهای کارگری و کمونیستها را زندهزنده در کورههای آدمسوزی
سوزاند و یا با گازهای سمی خفه کرد. علاوه بر آن کل تلفات جنگ
جهانی دوم که هیتلر آغاز کننده آن بود، حدود چهل تا 50 میلیون
برآورده شده است. فقط کل تلفات انسانی شوری در این جنگ، حدود 15 تا
20 و حتی 27 میلیون نفر اعلام شده است. فقط تنها در لنینگراد،
حدود یک میلیون نفر در جریان محاصره بر اثر گرسنگی تلف شدند. آن
موقع تعدادی فاشیست در تهران، نطق میکشند که آیا این کشتارها
واقعیت دارد یا نه، بسی بیشرمانه و غیرانسانی و غیراخلاقی است. در
این مورد صدها فیلم، هزاران مقاله و کتاب و مصاحبه از بازماندگان
اردوگاههای مرگ نازی و محقیقن وجود دارد. بنابراین، انکار
هولوکاست توسط سران جمهوری اسلامی، غیر از این که هر چه بیشتر
سیاستهای ضدانسانی خود را در انظار افکار عمومی مردم جهان به
نمایش بگذارد، تاثیر دیگری ندارد.
سرشماری سال 1385:
براساس نتایج
این سرشماری، مردم روستاها همواره به سوی شهرها کوچ میکنند، بدون
این که شهرسازی به اندازه کافی گسترش پیدا کند. از این رو بسیاری
از روستائیانی که به امید زندگی بهتر و پیدا کردن کاری به شهرها
هجوم میآورند در حاشیه شهرها، بدون کمترین امکانات رفاهی و
خدماتی مانند آب لولهکشی، خیابانکشی و خانهسازی، مدرسه،
درمانگاه و غیره با مشکلات جدیدی دست به گریبان میشوند. آنها
بیشتر در آلونکها و حلبیآبادها زندگی سختی میگذرانند. البته
اگر بشود اسم آن را زندگی گذاشت.
براساس مرکز آمار
ایران، نتایج کلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1385، مردان ایران
حدود یک
میلیون و 330 هزار نفر بیشتر از زناناند.
استان
تهران با 13
میلیون و 328 هزار و 11 نفر جمعیت، یعنی معادل 19 درصد جمعیت
ایران، پرجمعیتترین استان و ایلام با 534 هزار و 729 نفر معادل 8
درصد جمعیت
کشور، کم
جمعیتترین استان ایران هستند.
جمعیت در
استانهای
آذربایجان
شرقی 3 میلیون و 598 هزار و 916 نفر و در آذربایجان غربی 2 میلیون
و
848 هزار و
435 نفر و در استان اصفهان 4 میلیون و 599 هزار و 172 نفر اعلام
شده است.
جمعیت در مجموع
استانهای خراسان 5 میلیون و 615 هزار و یک
نفر، خوزستان
4 میلیون و 244 هزار و 22 نفر، فارس 4 میلیون و 279 هزار و
766 نفر،
کرمان 2 میلیون و 605 هزار و 967 نفر، گلستان 1 میلیون و 609
هزار و 331
نفر، گیلان 2 میلیون و 377 هزار و 531 نفر و مرکزی 1 میلیون و
335 هزار و
771 نفر برآورد شده است.
نتایج سرشماری سال
85 کل کشور نشان میدهد 68 و 4 دهم درصد جمعیت ایران شهرنشین و 31
و نیم درصد روستانشین هستند.
معاون روابط كار
وزارت كار و امور اجتماعى جمهوری اسلامی، بخش دیگری از آمار به دست
آمده در سرشماری اخیر را اعلام کرد. به موجب این آمار: 18 ميليون
از جمعیت 70 میلیونی ایران كارگرند. 6/2 ميليون نفر در کشور
بیکارند. پنج ميليون ایرانی بازنشسته و یا افراد بالاى 60 سالاند
و 5/2 ميليون ایرانی نیز كارمند دولتاند.
7/2 ميليون کارگر
کشور در كارگاههاى يك نفره، 8/2 ميليون نفر در كارگاههاى دو
نفره، 2/2 ميليون نفر در كارگاههاى سه تا 10 نفره، 8/1 ميليون نفر
در كارگاههاى 11 تا 24 نفره و شش ميليون نفر نيز در كارگاههاى 25
نفره به بالا کار میكنند.
با توجه به آمار
ارائه شده 93 درصد از كارگاههاى كشور را كارگاههاى زير 10 نفر
تشكيل میدهند.
البته در آمار
معاون روابط
كار وزارت كار و امور اجتماعى جمهوری اسلامی، به تبعیض آشکار و
آگاهانه اقتصادی و سیاسی بین استانهای کشور اشاره نشده و ارقام
واقعی مطرح نگردیده است. حتی بر اساس
آمارهای رسمی برخی از ارگانهای حکومت، حدود 13 میلیون نفر از
جمعیت ایران به نان روزانه محتاجند و با کمک ناچیز 30 یا 40 هزار
تومانی بنیادها زندگی میکنند؛ و همچنین در حال حاضر بنا به آمار
رسمی جمهوری اسلامی، حدود 14 میلیون زن خانهدار در کشور، بدون اجر
و مزدی به بردگی خانگی مشغولند. در حالی که قرار بود با در نظر
گرفتن اعتبارات کافی برای اجرای طرح بیمه زنان، سالانه یک
میلیون
نفر از زنان خانه دار تحت پوشش بیمه قرار گیرند در صورتی که عملا
چنین
اتفاقی رخ
نداده است.
مضحکه انتخابات شهر و روستا، خبرگان و میان دورهای مجلس شورای
اسلامی:
مضحکه
انتخاباتی که روز جمعه 24 آذر 1385، برگزار شد، احمدینژاد رییس
جمهوری ایران و هوادارانش بزرگترین بازنده این بازی انتخاباتی
بودند. ا |