ازیاس ها وامید ها درآستانه ی هزاره دوم

لئون تروتسکی

‏" تا نفس می کشم، امیدوارم..."‏

اگرستاره ای بودم در آسمان، بی تفاوت براین کره ی غبارآلود و فقر زده سوسو می زدم و بر نیک وبد آن به یکسان ‏می تابیدم، اما من یک انسانم.‏

تاریخ جهان که برای تو نوشنده ی شهد علم، برای تو دفتردار پیر جاودانگی هم چون لحظه ای بی ارزش می نماید، ‏برای من همه چیز است. تا آن دم که می زیم، برای آینده پیکار می کنم، برای آینده ای روشن ودرخشان که در آن، ‏انسان، زیبا و پرتوان، فرمانروای تاریخ باشد و کشتی خویش را تا بیکران های زیبائی و شادی وخوشبختی براند.‏

قرن نوزدهم، بسیاری از آمال های انسانی را برآورده ساخت اما سرخوردگی های این قرن در شماره فزون بودند ‏وناچار، تحقق بسیاری از آرزوها به قرن بیستم وانهاده شد. انسان خوشبین، هرگاه که با ناملایمات رودررو می گشت، ‏فریاد می زد: " چه! درآستانه ی قرن بیستم واین چنین؟ " و هرزمان که برآن بود تا سیمایی بر شکوه از آینده ‏تصویر کند، صنحه، قرن بیستم بود.‏

واکنون این قرن از‎ ‎راه رسیده است. ره آوردش برای ما درهمین آغازچه بوده؟ درفرانسه: نفرت های قومی، در ‏اتریش، منازعات ملی؛ در آفریقای جنوبی: جنگ بقای طایفه ای کوچک که ازسوی طایفه ای بزرگتر قتل عام می ‏شود؛ وحتی در جزیره ی " آزاد " سرود شادی ‏

سرمستان حریص در معاملات شوینیستی؛ بحران؛ غم انگیز شرق؛ شورش خیل گرسنگان در ایتالیا، بلغارستان، رومانی ... قتل ونفرت؛ گرسنگی وخون ...‏

چنان می نماید که قرن بیستم، قرن جدید، قرن موعود، برآن است تا درهمین آغاز، امیدوران را دچار یاس ‏وسرخوردگی کرده، آنان را به شهروندان نیروانا بدل کند. قرن بیستم از دهان مسلسل ها وتوپ هایش می غرد: مرگ ‏برامید؛ مرگ بر اعتقاد؛ مرگ برعشق؛ مرگ بر آرزو.‏

تو ای غرقه در احساس و امید! تسلیم شو! این منم قرن بیستم که انتظارش را می کشیدی. آینده تو! و انسان امیدوار ‏و تسلیم ناپذیر، به پاسخ می گوید: " نه، تو تنها یک لحظه گذرا هستی. " ‏


این نوشته را لئون تروتسکی در سال 1901در زمانه ای سرد و خاکستری هم چون زمانه ی ما که کرسنگی، راسیسم، ‏نژادپرستی، استبداد و استثمار ودر یک کلام قتل وغارت بیداد می کرد به نگارش درآورد.‏‎ ‎تروتسکی در سنین جوانی وارد مبارزه ‏ی سیاسی شد و درسن بیست دوسالگی به عنوان یک مارکسیست انقلابی دستگیر و به سیبری تبعید گشت. علی رغم همه ی ‏سختی های روحی ومالی ودربدری های ناشی از امر مبارزه ی انقلابی و تعقیب و مراقبت های پلیس تزاری، خستگی ناپذیر و ‏استوار در آستانه ی هزاره ی دوم به سوسیالیسم وانقلاب باور داشت و نگاه خود را به آینده ای زیبا و انسانی دوخته بود. وی ‏مصمم وامیدوار در شانزده سال بعد، درکنار لنین و در جایگاه یکی از برجسته ترین رهبران انقلاب سوسیالیستی اکتبر در روسیه ‏قرار گرفت.‏
مترجم


ترجمه:‏‎ ‎رامین جوان
برگزيده از سايت http://www.javaan.net